نوشته‌ها

حق الوکاله یا حق الحقاره

دوستی از همکاران پس از خدمت طولانی در مسند اقتدار قضائی، زمانی که تمامی مراجعین برحسب نیاز در برابر او سرخم می کردند، اینک چند سالی است به جامعه وکالت پیوسته. او که در هر دو سمت دارای تجربه هائی ارزنده است، می گفت در زمان قضاوت به وکلای دادگستری سخت بدبین و معتقد بودم که وکیل دادگستری خود را به حق الوکاله می فروشد و تنها به حمایت از موکل خود می اندیشد، خواه موکل در دعوی و دفاع ذیحق باشد یا نباشد و برای پیشبرد مقصود موکل، از سفسطه و فریب کاری روی گردان نیست. می پنداشتم وکالت شغلی است بس آسان.

حق الوکاله یا حق الحقاره

وکیل در سال حداکثر وکالت کم و بیش ده موکل را برعهده می گیرد، با درآمدی سرشار و سهل الوصول و شیرین و گوارا. در برابر، قاضی قریب دویست دعوی را در ماه رسیدگی و مختومه می کند، با درآمدی ناچیز و تلخ، معادل عشر درآمد وکیل. تلاش داشتم تا پس از پایان خدمت قضائی کسوت وکالت برتن کنم و باقی مانده عمر را در ناز و نعمت و آسوده زنده بمانم.

اینک قریب چند سال است در حرفه وکالت به مردم خدمت می کنم و با تمام وجود حس، بلکه لمس می کنم که وکیل در مقام حفظ و احقاق حق موکل چه مصائبی را باید تحمل کند و چه تلخ است حق الوکاله در کام وکیل. وکیل برای ورود به دادگاه برخود می لرزد و نگران شخصیت و حرمت انسانی و حرفه ای خویش، هر لحظه در معرض خطر است. روزی همچنان خود در را حال و هوای بیکران قضاوت، فراموش کردم که وکیلی بیش نیستم، وارد همان دادگاهی شدم که خود سال ها در آن با رسیدگی به دعاوی بر حقوق اصحاب دعوی حکومت کرده بودم.

چه سخت بود نگاه سنگین قاضی که بر مسند من نشسته بود از بالای عینک خود با دیده تحقیر و قدّ و پهنای مرا اندازه می گرفت. نگاهی که با خروج من از فراموشی و غفلت، در قدم اول مرا بر جای خود متوقف نمود. هنوز صدای او را در گوش خود می شنوم از فراز مسند قضاوت: آقای وکیل چرا احترام خود را حفظ نمی کنی، مگر نمی بینی دادگاه مشغول محاکمه است. بیرون باش پس از پایان محاکمه، دستور ثبت لایحه را خواهم داد، فعلاً بیرون باش.

حق الوکاله یا حق الحقاره

بیرون از دادگاه در بین ارباب رجوع یک ساعت یا بیشتر به حکم اجبار در انتظار پایان محاکمه ماندم. اگر نمی ماندم مهلت اعتراض به نظریه کارشناسی پایان می یافت و حق موکل ضایع می شد. چه تلخ است این حق الوکاله، اندک باشد یا گزاف، به تحمل لحظه ای حقارت نمی ارزد. در حالیکه برای ثبت لوایح اصحاب دعوی نیازی به دستور دادگاه نیست. دفتر دادگاه ملزم به ثبت لوایح مراجعین است. این به واقع حق الوکاله است یا حق الاهانه؟!

وکیل باید سرزنش موکل را به علت اطاله دادرسی تحمل کند، گرچه کوتاهی او سبب اطاله نشده باشد. وکیل در بین دو سختی طاقت فرساست: سختی از جانب موکل که وکیل را مزدور خود می انگارد و در انتظار تواضع از طرف وکیل است و سختی در زیر بار دادگاه که حفظ حقوق موکل در گرو تصمیم اوست.

به موکل نمی توان پرخاش کرد و نه قاضی را می توان آزرده خاطر نمود. در زمان قضاوت مورد اعتماد مردم بودم و پرونده های دادگاه را برای مطالعه و اخذ تصمیم و صدور رأی با خود می بردم، ولی امروز که در جامه وکالتم، گوئی تغییر شخصیت داده ام. مدیر دفتر می گوید، بنا به فرموده، به وکلای دادگستری اعتمادی نیست و نمی توانیم پرونده را در اختیار وکیل بگذاریم، از اطاق و از طبقه ای به طبقه دیگر ساختمان دادگستری. پرونده موکل شما برای اجرای قرار معاینه محلی به یکی از دادرسان علی البدل ارجاع شده که در شعبه دیگر در طبقه چهارم ساختمان مشغول به انجام وظیفه است. بروید ساختمان را جستجو و مستخدم را بیابید تا پرونده را به نظر دادرس مرجوع الیه برساند.

برای وکیلی که پس از سال ها در نقش قاضی هر لحظه با صدای زنگ مستخدم را احضار می کرد، چه ناگوار است جستجوی مستخدمی که محل استقرار مشخصی در ساختمان دادگستری ندارد و همواره در حال تردد بین دادگاه ها در طبقات مختلف است.

پس از ساعتی جستجو با نفسی تنگ و به شماره افتاده، مستخدم را در یکی از طبقات فوقانی یافتم. در برابر او نیز سر خم و رضایت او را برای انجام وظیفه جلب کردم تا لطف نموده، پرونده موکل را برای اجرای قرار به نظر دادرس علی البدل برساند که در طبقه ای دیگر بود. اینست وکالتی که روزی با غفلت از رنج وکلاء، آن را سهل ترین و کم مسئولیت ترین مشاغل تصور می کردم و غبطه می خوردم به درآمد سرشار و شیرین و گوارای آن. چه نامی باید بر دریافتی وکیل گذارد. حق الوکاله یا حق الاطاله یا حق الحقاره؟

دکتر حمید رضا طیرانیان

به نقل از پایگاه اینترنتی دادنامه

موسسه حقوقی اریکه عدل کهن پارس با شماره ثبت ۳۸۸۲۵ و شناسه ملی ۱۴۰۰۵۹۰۵۰۴۰ با هدف خدمت رسانی به هموطنان گرامی در حوزه مهاجرت و تجارت بین الملل و سایر خدمات تخصصی حقوقی و تجاری به همت جمعی از وکلای مستعد و توانمند فارغ التحصیل از مقاطع عالی علم حقوق ، تاسیس گردید .