ناشزه چه مفهومی دارد؟

وکلای متخصص دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل در این مقاله قصد دارند تا با بررسی قواعد و قوانین مربوطه در حوزه خانواده عنوان زن ناشزه و معنی ناشزه را به صورت تفصیلی مورد بررسی و دقت نظر قرار دهند و در ادامه ، حقوقی که از این عنوان فقهی در زندگی زناشویی ایجاد می شود را مورد تحلیل قرار دهند .

زن در چه صورت ناشزه محسوب می شود 

در ابتدا باید عنوان داشت که مفهوم زن ناشزه به واسطه فقهی بودن ماهیت آن ، در جامعه معنای آشنایی ندارد و به همین سبب بسیاری از آحاد جامعه با  معنی ناشزه آشنایی زیادی ندارند  به همین دلیل ما در این مقاله قصد داریم که آگاهی مناسبی را در این باره به جامعه هدف ارائه نماییم ، به همین سبب معنی ناشزه و مفهوم زن ناشزه چنین تعریف می شود : زن ناشزه زنی است که بنا بر ناسازگاری گذاشته و بدون عذر موجه از شوهرش تمکین نمی کند ، در این صورت زن ناشزه محسوب می شود و از این حیث حق دریافت نفقه ندارد .

 

عدم تمکین چه تاثیری در موضوع زن ناشزه و معنای ناشزه دارد 

در ابتدا باید معنی تمکین و معنی عدم تمکین را مورد بررسی قرار دهیم و در ادامه به دسته بندی های دیگر آن که در موضوع زن ناشزه و معنای ناشزه موثر هستند بپردازیم ، با این توضیح کوتاه می توان عنوان نمود معنی تمکین عام در معنای حقوقی به وظایف عمومی زن در خانه شوهر اطلاق می شود که با اطاعت از شوهر یا تعامل و تفاهم در اوضاع زندگی مشترک به طور کلی همراه خواهد بود .

 

تمکین در معنای حقوقی به چند دسته تقسیم می شود

لازم است بدانیم که تمکین انواع مختلفی دارد و در هرکدام معنی تمکین و معنی عدم تمکین متفاوت خواهد بود  ، با این حال تمکین سه نوع است ، تمکین عام ، تمکین خاص، تمکین اخص .

تمکین خاص صرفا به انجام وظایف خاص زناشویی مربوط می شود و اگر زنی وظایف خاص زناشویی خود را که تمکین خاص محسوب می شود انجام ندهد زن ناشزه محسوب شده و در نتیجه نفقه به او تعلق نمی گیرد ، اما همچنان مهریه اش پا برجاست .

 

در چه مواردی عدم تمکین زن وجهه قانونی و شرعی دارد

در قانون و مباحث فقهی مربوط به حقوق خانواده مواردی پیش بینی شده که در آنها عدم تمکین زن جنبه شرعی و قانونی دارد به عنوان مثال :

  • نامناسب بودن محل سکونت زن
  • بیماری زن
  • سفر واجب مثل حج تمتع
  • درمان در خارج از کشور به تجویز پزشک
  • بیماری واگیر دار زوج
  • خوف از ضرر جسمی ، شرافتی ، جانی یا مالی
  • استفاده از حق حبس

 

عواملی که باعث ایجاد حق عدم تمکین برای زن می شود و رابطه مستقیمی با عملکرد زوج دارد

رفتار مرد در شرایطی می تواند عاملی باشد که ناشز محسوب شود مانند مواردی مثل

  • نپرداختن نفقه
  • سوء معاشرت
  • عدم اهتمام به امور همسر
  • موردی که مرد دوهمسر دارد و عدالت را به طور مساوی بین آن ها رعایت نمی کند .

در صورت خیانت همسر چه باید کرد ؟

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، همانگونه که از نام تیتر موضوع  (در صورت خیانت همسر چه باید کرد ؟ ) بر می آید ابتدا روش های کلاسیک که در صورت مورد خیانت واقع شدن انجام می دهیم را بر میشماریم و بعد راه حل قطعی و در آرامش را که بهتر است در صورت مواجه شدن با خیانت انجام دهید را توصیه میکنیم . برای آگاهی از شرایط یک رابطه ی مناسب با دپارتمان خانواده اریکه عدل همراه باشید.

 

روش های کلاسیک

 

۱-او را از به دنیا آمدنش پشیمان کردن

اگر همسرتان با زن دیگری در ارتباط است یا در این مورد چیزهایی متوجه شده اید و به او شک دارید ، مثل خیلی از زن ها بدون فکر کردن ، می توانید واکنش نشان دهید .نه تنها واکنش ، حتی می توانید با برخوردتان ، او را از به دنیا آوردن پشیمان کنید و زندگی را برایش جهنم کنید و...  می توانید آن قدر این کارها را ادامه  دهید که اگر کاری هم نکرده بود مجبور به انجام آن شود. اما فراموش نکنید در قبال این توهین ها و حقارت ها ، اگر مختصری نسبت به شما عذاب وجدان داشت ، آن را تماماً از دست خواهد داد.

۲- بهپایان رساندن ناگهانی و دور از انتظار رابطه

اگر نمی توانید این مسئله را تحمل کنید و شهامتش را داشته باشید راه های میانبری هم هست ( البته ریسک بیشتری دارد ) .

روبه روی همسرتان بایستید و بگویید "این طوری نمی شود ! من نمی توانم تحمل کنم ".

بدون دعوا ، درگیری ، متهم کردن و با غرور کامل ادامه بدهید : "من میروم !" یا "اگر می خواهی برو ؛ همین جا تمام می شود ". این کار نسبت به روش اول غرور آمیزتر است.

راه حل قطعی و در آرامش

 

۱- به خودتان زمان بدهید

مجبور نیستید در مقابل تمایل همسرتان به زن دیگر ، با نفرت وارد جنگ شوید یا بدون در نظر گرفتن زحماتی که برای رابطه تان کشیده اید ، با گفتن هر کاری می خواهی بکن من می روم ، موضوع را فیصله بدهید .

همه چیز را رها کردن و رفتن ؟ چرا ؟؟

بدون اینکه دچار ترس ،اضطراب و نفرت شوید ، میتوانید راه های آرام تری را هم پیش بینی کنید و این تصور که زمان همه چیز را معلوم می کند ، شاید به شما زمان بیشتری بدهد .

حتی اگر از ماجرا با خبر هستید ، طوری رفتار کنید که انگار چیزی نمی دانید .بگذارید تعجب کند ، شرمنده و دچار عذاب وجدان شود . به این ترتیب آن زن دوم هم در حسرت این که همسرتان با شما دعوا کند و در آغوش او به آرامش برسد ، می ماند و در نهایت هم با همسر شما درگیر خواهد شد و همسرتان حقیقت را خواهد دید .

 

۲- به او زمان بدهید

مردها سنگین بودن صورت حسابی که برای این ارتباط دوم برایشان صادر می شود و سنگین بودن بهای رابطه دوم را زمانی متوجه می شوند که زن دوم شروع به طرح خواسته های خود کند . همسر اول باید این زمان را هم به خودش ، هم به همسرش بدهد . زنی که بتواند این کار را انجام بدهد ، مجبور به ویران کردن خانه اش نخواهد بود .

 

۳-او را جزء لازم و جدا نشدنی زندگی تان نبینید

اگر زوجین یکدیگر را جزء اصلی و جدانشدنی زندگی شان ببینند ، در واقع پایه های اشتباهی را بنیان می گذارند که گاهی قابل جبران نخواهد بود . ( من بی تو نمی توانم زندگی کنم ، تو نباشی من هم نیستم ...

  • تعیین مرز درست و منطقی این وابستگی ها با کمک مشاوره قابل شناسایی هستند .

 

۴- در برابر مشکلات خونسرد بودن

زمانی که با مشکلی روبه رو شدید که به نظر لاینحل می رسد ، از خودتان سوال کنید :

  • بدترین نتیجه ی ممکن چه می تواند باشد ؟
  • خودتان را برای پذیرش آن در صورت لزوم حاضر کنید .
  • بعد هم سعی کنید با آرامش و با کمک تخصصی گرفتن به درست کردن آن بپردازید .

برای چیزهایی که دست شما نیست ، قهر کردن با زندگی و حرص خوردن و از بین بردن خودتان ، معنایی ندارد.

قدر وجود نازنین تان را بیشتر بدانید .

 

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

دلایل و انگیزه های نادرست ازدواج

 در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ،درباره ی دلایل و انگیزه های نادرست ازدواج صحبت کنبم. اینکه چرا افراد ازدواج می کنند در کمیت و کیفیت زندگی آنان پس از ازدواج نقش بسیار مهمی دارد . انتظار می رود افراد به دلایل درست و منطقی و نه بر اساس عقده ها و کمبود های خود ازدواج کنند . ازدواج مناسب میتواند زمینه رشد و تعالی و تکامل جسمی ، روانی ، اقتصادی و... را فراهم کند .

اما اگر انگیزه فرد از ازدواج درست و منطقی و حساب شده نباشد خود یک ریسک فاکتور( عوامل تاثیر گذار در رابطه ) محسوب می شود و در آینده می تواند قوام و کیفیت زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار داده و یا حتی مختل کند . از آنجا که دلایل و انگیزه های درست ازدواج بسیار زیاد است در اینجا به بررسی برخی از انگیزه های نادرست ازدواج می پردازیم .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

این دلایل عبارتند از :

 

  • عصیان و لجبازی علیه والدین

برخی فرزندان مخصوصا در خانواده های نابسامان ، ازدواج می کنند تا خشم ، نفرت یا اعتراض خود را به رفتارهای والدین که بصورت خوداآگاه یا ناخودآگاه بر آنان تاثیر گذاشته ، نشان دهند ، و معمولاً بر سر اثبات حرف خود یا اعتراض به شیوه های تربیتی والدین ، می خواهند با ازدواج کردن ، والدین خود را زیر سوال برده و یا اصطلاحاً حرص آنان را در بیاورند .این افراد ممکن است برای تحت فشار قرار دادن والدین در رسیدن به خواسته های خود حتی به رفتارهای خطرناک و ضداجتماعی مثل تهدید به فرار از خانه ، خودکشی ، تهدید به هرگز ازدواج نکردن و... متوسل شوند.

 

  • فرار از یک ارتباط شکست خورده

برخی از افراد پس از یک شکست عاطفی در رابطه ای که مدت ها درگیر بوده اند و برای فراموش کردن و کنار آمدن با آسیب های این شکست ، به دنبال جایگزین هستند و فکر می کنند ازدواج سریع می تواند مشکلات آنان را حل کند . از دید روانشناسی ، هرگونه راهکاری که به منظور فرار از مشکل برنامه ریزی و اجرا شود محکوم به شکست است .

 

  • فشار اجتماع یا خانواده

خانواده ای را در نظر بگیرید که فرزندِ در سن ازدواج خود را دائماً با سایربچه های فامیل مقایسه کرده و او را مورد سرزنش و انتقاد قرار میدهد. این نوع فشارها غالباً دو نوع واکنش در فرزندان ایجاد می کند ، برخی که منفعل تر بوده و بیشتر احساس گناه می کنند ازدواج عجولانه ای انجام می دهند و گروه دیکر واکنش مقابله و لجبازی را در برابر خانواده در پیش گرفته و بیشتر از ازدواج دوری می کنند.

 

  • ازدواج با انگیزه صرفاً جنسی

معمولاً در گذشته چنین تصور می شد که اگر فرزندی در سنین نوجوانی رفتار نابهنجار یا نامتعارفی از خود نشان می داد، ریشه این رفتارها فشارهای جنسی بلوغ است و ازدواج زودهنگام می تواند مسئله را حل کند .

 

  • ازدواج با انگیزه مسائل ماورائی ( فال ، خواب ، استخاره و...)

برخی افراد صرفاً با دیدن یک خواب یا گرفن یک فال ، تصمیم به ازدواج با یک فرد می گیرند.

 

  • ازدواج با انگیزه احساس گناه یا ترحم

دختری را در نظر بگیرید که علی رغم دوست نداشتن پسری برای مدت چند ماه به اصرار پسر در یک رابطه باقی مانده است ، پسر با محبت های افراطی ، سعی می کند دل دختر را بدست آورد .لذا دختر از نظر وجدانی درست نمی داند تقاضای ازدواج پسر را رد کند و بخاطر احساس گناه و امید به ایجاد علاقه در آینده ، به او جواب مثبت می دهد .

 

  • جستجوی استقلال افراطی

جوانانی که در خانواده های محدود کننده پرورش یافته اند ، تصور می کنند که ازدواج آنان را از هر گونه قید و بندی رها می کند و دیگر مجبور نیستند به والدین سخت گیر خود حساب پس بدهند. در صورتی که ازدواج خود محدودیت ها و قواعدی دارد که مسلماً کمتر از زندگی مجردی نیست .

 

  • ازدواج با انگیزه معاوضه یا تبادل

این نوع ازدواج را در برخی خرده فرهنگ های کشور با عنوان شیر به شیر می شناسند . نوع دیگر در قبایلی بوده که اگر یکی از افراد آن قبیله در درگیری بین قبایل کشته می شد ، قبیله دیگر در عوض خون بهای مقتول ، یک دختر را به قبیله دیگر بدهد .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

چه رابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ؟

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، همانگونه که از نام تیتر موضوع  (چه رابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ) بر می آید ویژگی های رابطه هایی که در نهایت منجر به شکست شدند را برشماریم و رابطه های مناسبی که باعث میشود رابطه ی شما منجر به جدایی نشود را توضیح دهیم. برای آگاهی از شرایط یک رابطه ی مناسب با دپارتمان خانواده اریکه عدل همراه باشید.

 

از کجا باید متوجه شویم که آیا این رابطه هم مثل خیلی از روابط دیگر که شروع خوبی داشته اند اما در نهایت منجر به شکست شدند، به جدایی ختم می شوند یا نه؟

 

رابطه مناسب ، روابط مناسب ، روابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ، رابطه ازدواج ، ازدواج ناموفق، عشق یکطرفه

۱- رابطه ای که در آن عشق یک طرفه است به ازدواج منجر نمی شود

حتما شنیده اید که می گویند «عشق یک سره باعث دردسره!» اگر میزان علاقه و انرژی ای که شما برای رابطه تان می گذارید به طرز چشمگیر و احتمالا آزاردهنده ای بیشتر از طرف مقابل است (یا برعکس)، امکان اینکه در رابطه تان دچار ناکامی شوید زیاد است. تحقیقات روان شناسان اجتماعی نشان داده است که رابطه ای که حالت متعادل دارد و دو طرف تقریبا به یک اندازه به آن علاقه دارند و سرمایه گذاری (مادی و معنوی) نسبتا یکسانی در رابطه شان می کنند دوام بیشتری دارد. روابطی که در آن زن و مرد با هم تناسب کافی ندارند (یکی از آنها از هر جهت موقعیت بسیار بالاتری نسبت به دیگری دارد) در حالت عدم تعادل قرار دارند و آینده خوبی برایشان پیش بینی نمی شود.

 

۲- رابطه ای که در آن یکی از طرفین یا هر دو تغییر زیادی کرده اند به ازدواج منجر نمی شود

اگر شما یا طرف مقابلتان به خاطر دیگری تغییری اساسی در زندگی یا شخصیت خود ایجاد کرده باشید، چه از روی اجبار و چه از روی علاقه بیش از حد و برای از دست ندادن طرف مقابل، بسیار محتمل است که دیر یا زود مثل فنر سر جای خودتان برگردید و رابطه را مختل کنید. افرادی که به خاطر رابطه اولویت بندی زندگی خود را تغییر می دهند، از خصوصیات زنانه یا مردانه طبیعی خود دست می کشند، از شغل آرمانی (به خصوص آقایان) یا از دلبستگی های همیشگی (به خصوص خانم ها) صرف نظر می کنند، خصوصیات شخصیتی خود را به ناگهان تغییر می دهند یا خود را مجبور به قبول اعتقادات و ارزش هایی می کنند که در عمق وجودشان آن را قبول ندارند، در واقع از همان اول چنان برداشت بزرگی از حساب پس انداز عاطفی رابطه شان کرده اند که رابطه هر لحظه ممکن است با کوچک ترین مشکل از هم بپاشد و نخواهد توانست از شرایط سختی که در هر زندگی مشترکی پیش می آید به سلامت عبور کند.

 

۳- رابطه ای که در آن یکی از طرفین در دسترس نیست به ازدواج منجر نمی شود

«از دل برود هر آن که از دیده برفت»؛ جمله تلخی است و اصلا رمانتیک نیست، اما حقیقت دارد. افرادی که در دسترس نیستند، خواه ناخواه به رابطه آسیب می رسانند. ازدواجی که در آن قرار است شما در یک شهر باشید و همسرتان در شهر دیگر و مثلا فقط آخر هفته ها با هم باشید، به یک دوستی از راه دور تبدیل می شود. احتمالا الان دارید استثناهای این قانون را در ذهنتان مرور می کنید تا از پذیرفتن این حقیقت تلخ سر باز بزنید، اما ما براساس قوانین کلی تصمیم گیری می کنیم نه موارد استثنا.

 

۴- رابطه ای که به خاطر تفاهم های بی معنا شکل گرفته است به ازدواج منجر نمی شود

گاهی انگیزه ما برای ورود به یک رابطه، انگیزه موجهی نیست. مثلا کسی که به علم ریاضیات علاقه بسیار زیادی دارد ممکن است وقتی با فردی مواجه می شود که او هم عاشق ریاضیات است و یا حتی بدتر از آن، استاد ریاضی است این فکر به ذهنش برسد که «خودش است!».

 این به همان اندازه عجیب است که کسی که عاشق فرهنگ بومی آفریقای جنوبی و سبک زندگی عجیب و غریب قبایل آفریقایی است بخواهد با یکی از بومیان آفریقا ازدواج کند! اما ازدواج هیچ ربطی به ریاضیات، ماسک های قبایل آفریقای جنوبی و یا مسایلی مثل این که طرفدار چه تیمی هستید و یا اسمتان چقدر به هم می آ ید و... ندارد. ازدواج یکی از تصمیمات مهم زندگی است که با ید براساس معیارهای جدی که تمام ابعاد یک زندگی واقعی را دربر دارد ، درمورد آن فکر کرد.

 

۵- رابطه ای که در آن شیفتگی شدید وجود دارد به ازدواج منجر نمی شود

اگر شما و طرف مقابلتان آن چنان شیفته هم هستید که حتی تا تاریخ عروسی تان نمی توانید صبر کنید، آینده چندان خوشی برای رابطه تان متصور نیست. شاید این جملات برایتان آشنا باشد: «بی تو نمی توانم زندگی کنم»، «حتی یک لحظه هم نمی توانم از تو جدا شوم»، «زندگی بدون تو برایم ممکن نیست»، "بی تو می میرم"

رابطه که عجولانه شکل گرفته است به ازدواج منجر نمی شود.

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

 

چگونه بدیهای گذشته همسرمان را ببخشیم

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، مطالبی موثر در شیوه تفکر خانوادگی و ضرورت وجود حریم خصوصی ،بین زوجین و گذشت بخشیدن بدیهای همسرمان برای ادامه ی زندگی ارائه نماییم تا بدین سبب با تلفیق علم روانشناسی و حقوق تاثیر شگرفی در بحث حفظ بنیان خانواده در جامعه داشته باشیم و قدمی هرچند کوچک در این حوزه برداریم :

ضرورت وجود حریم خصوصی ،بین زوجین

اگر شما دو گل را در یک گلدان بگذارید، چون ریشه آنها مزاحم یکدیگر است، ضعیف می شوند؛ زیرا بین آنها مرزی وجود ندارد.

ولی اگر آنها را در دو گلدان بگذارید، هر دو به خوبی رشد می کنند.

این مسئله در مورد زن و شوهر هم صدق می کند، نبود حریم شخصی بین زن و شوهر مشکل ساز است و برای بهبود اوضاع و رشد آنها باید حریم و مرز مناسبی برای همسران تعریف شود و هر کدام در باغچه زندگی ، از یک گلدان مجزا برخوردار شوند.

در صورتی که شما حریم  خصوصی یکدیگر را رعایت نکنید با مشکلات متعددی مواجه خواهید شد حال در اینجا دو راه وجود خواهد داشت یا باید همسر خود را ببخشیم و زندگی خود را هر روز شیرین تر کنیم و یا بدون گذشت زندگی را رو به نزول هدایت کرده و به عواقبی مانند طلاق بیاندیشیم، حال ما به شما راهکار های مناسب برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار را ارائه خواهیم داد:

 

چگونه بدیهای گذشته همسرمان را ببخشیم و از آنها بگذریم ؟

خشم یک احساس ناخوشایندی است که در صدمه و یا آزار فرد دیگری به ما دست می دهد که می تواند به دلیل توهین ، بی عدالتی ، خیانت و .‌‌.. باشد و زمانی که نخواهیم خاطره آن ما  را رها کند و ببخشیم به نفرت تبدیل می شود .به عبارت دیگر خشم و نفرت سمی است که در بدنمان تولید می کنیم و تنها راه رهایی آن بخشش است .

بخشش نه فراموش کردن است و نه قول به آن . شما هرگز صدمه وارد شده را نمی توانید فراموش کنید . اما تنها راه رسیدن به آرامش ، بخشش است .

برای اینکه بتوانید ببخشید بایستی مراحل زیر را بکار ببندید:

  • خود را آماده کنید :

اولین قدم این است که واقعا تمایل به این کار در شما ایجاد شده باشد . برای این که به این مرحله برسید خشم و ناراحتی خود را با فرد مجرب و قابل اطمینان در میان بگذارید . بخشش حکم در آوردن خار یا تیر به پا رفته است که وقتی خارج شد ، دیگر با هر فشار بر محل آن ( یادآوری) دیگر احساس درد و ناراحتی نخواهید کرد.

  • مسئله را ارزیابی بهتری کنید :

بار دیگر بطور غیر مغرضانه علت و ریشه و شرایط رفتار فرد را ارزیابی کنید . سطح تحصیلات ، آگاهی ، فرهنگ خانوادگی و شرایط دوران کودکی فرد را نیز در نظر بگیرید . ( گاهی در این مرحله ممکن است به جای حس خشم ، احساس متفاوت تری تجربه کنید مثل دلسوزی و ...).

  • خود را جای فرد قرار دهید :

آیا شما هیچ موقع موجب ناراحتی و آسیب کسی نشده اید ؟ از خودتان صادقانه بپرسید اگر شما در موقعیت فرد قرار می گرفتید آیا امکان سر زدن چنین رفتاری را از خودتان داشتید و اگر چنین چیزی از شما سر می زد و پشیمان می شدید چه انتظاری از طرف مقابل تان می داشتید ؟

  • نقش و سهم تان را مشخص کنید :

منصفانه نقش و مسئولیت خودتان را در بروز مسئله و صدمه وارده ارزیابی کنید .

  • چرایی خشم و ناراحتی خود را مجددا ارزیابی کنید :

آیا صدمه و آزار وارده بر شما واقعا آنقدر که احساس می کنید آزاردهنده و مهم است و چرا ؟ چرا رها کردن شما توسط پدرتان بسیار آزار دهنده تر از رها شدن شما توسط مادرتان است ( و یا بالعکس ) ؟ چرا در حالیکه رئیس تان با کلام و رفتار خودش شما را بارها مورد سرزنش قرار می داد و حس بی کفایتی به شما دست می داد چندان ناراحت نشدید ولی همین رفتار از طرف همسرتان موجب بروز نفرت نسبت به او شده است ؟ و ... بسیاری از این حساسیت ها ریشه در صدمات کودکی دارد که بایستی اصلاح شوند .

  • یک بار دیگر ارزش ها ، معیار ها و باور هایتان را بازنگری کنید :

چرا فلان چیز برایتان آنقدر ارزشمند است و ...

شاید لازم باشد درباره منطقی یا غیر منطقی بودن بخشی از  ارزش ها و معیارهایتان و تاًثیر آنها بر کیفیت زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید .

  • خود را از دوران کودکی برهانید ( پدر و مادرتان را ببخشید ):

بدون شک ، تقریبا تمامی پدر مادر ها خوبی فرزندانشان را می خواهند و سعی می کنند که بهترین کار را در حق فرزندانشان انجام دهند . اما متاسفانه بدلیل ناآگاهی والدین ، کمتر افرادی هستند که در دوران کودکی صدمات روحی روانی و شخصیتی ندیده باشند . مثلا ممکن است کودک در جمع دوستان یا افراد غریبه ، ناگهان چیزی از دستش بیفتد و پدر و مادر با عصبانیت بگویند " تو چقدر دست پا چلفتی هستی " ، در آن شرایط خاص این یک حرف به ظاهر ساده ، به روح و روان کودک شدیدا آسیب برساند و به ضمیر ناخودآگاه منتقل شود و شخص از آن خبر ندارد ولی هرگاه موضوع یا مسئله ای رخ می دهد که به نحوی با آن خاطره نهفته نزدیکی داشته باشد ناگهان آن خاطره و حافظه پنهان بیدار شده و سیستم عاطفی احساسی فرد را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد و شخص را شدیدا ناراحت می کند انگار که دوباره همان احساس بد دوران کودکی تجربه شود . به همین دلیل در فرد مورد مثال ، گفتار و رفتار دوست یا عزیزی که بوی بی کفایتی فرد را می دهد موجب خشم و ناراحتی شدید او می شود . با کمک تخصصی میتوان اکثر صدمات دوران کودکی را التیام داد و از تاثیر آنها در زندگی حالمان جلوگیری کرد .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

 

علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، مطالبی موثر در شیوه تفکر خانوادگی و علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم ارائه نماییم تا بدین سبب با تلفیق علم روانشناسی و حقوق تاثیر شگرفی در بحث حفظ بنیان خانواده در جامعه داشته باشیم و قدمی هرچند کوچک در این حوزه برداریم :

زندگی یک فیلم خانوادگی نیست

گاهی این که توقع داشته باشیم همسرمان مثل شخصیت فلان سریال در هنگام دعوا برایمان نامه عاشقانه بنویسد ، خیلی اشتباه است . بپذیریم که زندگی واقعی و خصوصیات همسرمان ، آن چیزی است که باید با آن زندگی کنیم ، نه رویاهای دوران نوجوانی .

اگر بخواهیم منتظر پیش قدم شدن همسرمان بشویم شاید کار از کار بگذرد . اگر زمان دعوا طولانی شد ، باید ببینیم در ازای چیزی که به دست می آوریم چه چیزی را از دست می دهیم .

یادتان باشد ، شما بزودی با همسرتان آشتی می کنید ، اما تصویری که ازاو در هنگام ناراحتی درذهن دیگران می سازید ، هرگز فراموش نمی شود. در زمان قهر و دلخوری با دیگران در مورد همسرتان صحبت نکنید .

کنترل کردن تغییرات زندگی

زندگی دارای مراحل طبیعی مختلفی است ؛ مراحلی چون ازدواج ، پدر یا مادر شدن ، و بازنشستگی ، این مراحل باعث می شوند تا نقش های شما در زندگی تغییر کند . برای آینده برنامه ریزی کنید و آماده این تغییرات باشید.

با کسانی که این مراحل را پشت سر گذاشته اند صحبت کنید و ببینید چگونه می توانید از پس مسایل و مراحل زندگی بر بیایید و به پاداش هایی که پیش رویتان است برسید .

هرگاه وارد مرحله تازه ای از زندگی خود می شوید ، آمادگی تغییر دادن دیدگاههای خود را داشته باشید . نزدیکان خود را در جریان تغییراتی که در زندگیتان روی داده قرار دهید تا اینکه آنها به آشفتگی و ابهام و ناکامی دچار نشوند و بتوانند خود را با نگرش ها و دیدگاه های تغییر یافته شما ، سازگار کنند .

حال بیایید با یکدیگر به علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم بپردازیم تا هرچه بیشتر در این باره اطلاعات کسب کنیم که در صورت مواجه شدن با یکی از موارد زیر سریعا راهکارهایی را بیاندیشیم و یا با مشاوره ی خانواده ی مناسب مشورت کرده و از تمامی اتفاقات ناگوار جلوگیری کنیم

طلاق، روانشناسی خانواده، زندگی زناشویی، زناشویی ناسالم، روابط جنسی

علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

بجز موارد استثنایی ، طلاق یک روند تدریجی است و بطورناگهانی رخ نمی دهد . اگر رابطه زناشویی را به بنزین تشبیه کنیم هر چه رابطه ضعیف تر شود ، بنزین باک کاهش می یابد تا اینکه چراغ بنزین ذخیره روشن می شود و آن علامت  هشدار دهنده ، نشان از خالی شدن کامل باک در آینده نزدیک خواهد بود . نشانه های زیر علائم رسیدن سوخت زندگی مشترک به مرحله هشداردهنده و زنگ خطری برای تمام شدن آن است . (طلاق)

به کرات به فکر طلاق هستید

اکثر افراد در مواقع مشاجرات جدی ممکن است به فکر جدایی بیفتند که نسبتاَ طبیعی می باشد ولی اگر بدون مشکل جدی و هرازگاهی به فکر طلاق می افتید و با خود می گویید که چقدر خوب می شد تنها بودید ، بایستی به فکر چاره باشید .

مواقع و زمان های خوش و مثبت ، کمتر از مواقع منفی و ناراحتی است 

در یک ازدواج سالم ، زمان هایی که زوجین با هم خوب و خوش هستند  ، پنج برابر مواقع ناخوشایند بین آنهاست و زمانی که این نسبت شدیداَ کاهش یابد و خصوصا برعکس شود ، بایستی به فکر اشکال بسیار جدی در زندگی مشترک بود .

چیزی برای گفتن ندارید

در اکثر مواقع این زوجین  که با هم هستند چیزی برای گفتن ندارند و یا اگر هم صحبت کنند در حد یک هم اتاقی و یا غریبه است . البته این بدان معنی نیست که زوجین باید بیشتر مواقع در حال گفتگو با هم باشند بلکه میل و رغبتی برای آن وجود ندارد . در حالی که اگر دوستان صمیمی هر یک از زوجین در همان موقعیت حضور داشتند موضوعی برای گفتگو و حرف زدن با هم می داشتند .

بدبین شدن

یکی از ویژگی های افراد با عزت نفس پایین احساس عدم امنیت است . این افراد نگرانند که رها شوند و دیگر همسرشان آنها را دوست نداشته باشد و برای اثبات این حس بدنبال شواهد آن هستند و چون فقط از این دریچه به موضوعات نگاه می کنند تقریباَ همیشه چیزی به نفع افکارشان پیدا خواهند کرد .

کاهش روابط جنسی

اگر روابط جنسی شدیداَ کاهش یافته یا دیگر چندان از آن لذت نمی برید و دلیل مشخصی برای آن وجود ندارد ، به فکر راه چاره باشید .

شنیدن خبرها از دیگران

اگر خبرهایی در مورد همسرتان ( موفقیت ها ، برنامه ها و... ) را شما از دوستان خانوادگی می شنوید و نه از خود او ، یا آخرین نفری هستید که با خبر می شوید ، رابطه تان نیازمند بررسی می باشد .

بی تفاوت شدن

اگر دیگر به نظافت و آراستگی و زیبایی خود برای همسرتان اهمیتی نمی دهید ولی در سایر مواقع سنگ تمام می گذارید ( اگر کلا این چنین شدیده اید به فکر درمان افسردگی باشید ) و یا اینکه خبر و تمایل چندانی به برنامه ها و فعالیتهای همسرتان ندارید ، بدنبال راه چاره باشید .

چه کارهایی باید انجام داد ؟

هنوز دیر نشده است ، ته باک تان کمی بنزین باقی است و می توانید خود را به اولین پمپ بنزبن برسانید .حتی اگر تلاش شما با شکست روبرو شد و نتوانستید زندگی مشترک خود را نجات دهید ، نتایج بسیار خوبی بدست خواهید آورد :

- دیگر بعدا خود را سرزنش نخواهید کرد

- کاستی ها و نواقص خود را یافته و آنها را بر طرف نموده اید .

- در زندگی پس از طلاق ، موفق تر خواهید بود .

-اگر ازدواج مجددی داشته باشید احتمال موفقیت تان در آن بیشتر خواهد بود.

اگر در اوایل زندگی مشترکتان ، علاقه و کشش بهم داشته اید ، شما در ۸۰% موارد نه تنها می توانید از طلاق جلوگیری کنید بلکه به مرور زمان و با تلاش به یک زندگی خوب و خوش دست یابید . پس نکات زیر  را با دقت مطالعه و  عملیاتی کنید ؛

  • احساس می کنید چندین سال از بهترین سالهای زندگی تان هدر رفته است ؟

اشکالی ندارد ، ما بیش از یک سوم عمر خود را صرف خواب و استحمام می کنیم ولی هیچ گاه فکر نمی کنیم که عمرمان تلف شده است . شکست پلی بسوی پیروزی و موفقیت است . حال چند ساعت دیگر به این زمان بظاهر تلف شده اضافه کنید . و برای دور کردن ناامیدی ویاس و پیدا کردن  انگیزه برای تلاش و نجات زندگی مشترکتان حتما از یک مشاور مجرب کمک بگیرید .

  • خودتان شروع کنید و منتظر واکنش و جبران از طرف همسرتان نباشید .

شما کار درست و خوب خود را انجام دهید و توقع حرکتی مثبت از طرف همسرتان نداشته باشید . محبت ، انجام کار خوب در حق کسی بدون انتظار جبران یا تشکر است ( در غیر اینصورت محبت نیست بلکه معامله است ) .

  • خودتان را تغییر دهید

چه اشکالی دارد اگر خواسته همسرتان که با اصول و معیارهای اخلاقی شما مغایرت ندارد را برآورده کنید؟ ابراز محبت و علاقه باعث لوس شدن و یا سوء استفاده نمی شود بلکه همچون آمپول تقویتی است که به روح و روان همسرتان تزریق می کنید . شما بدن خود را با او شریک می شوید ولی حاضر نیستید هرازگاهی یک شاخه گل هدیه کنید ... دست از نصیحت و پند و اندرز دادن بردارید.اگر همسرتان چند بار متذکر کم نمک بودن غذا شده است دست از دکتر بازی بردارید و نگویید نمک برای سلامتی خوب نیست و...

  • بر روی اعتماد به نفس خود ، کار کنید.
  • آگاهی کامل از روابط جنسی صحیح و درست را بدست آورید و در این رابطه با همسر خود کاملا بازصحبت کنید و اگر فانتزی ( تخیلات ) خاصی دارید که خارج از حریم و چهارچوب خانواده نیست آن را ابراز کنید .
  • اگر بطور مستقیم و رو در رو امکان ابراز احساساتتان وجود ندارد ، بدون اینکه انتقاد و یا تحقیر درکار باشد تمامی آرزوها، ناراحتی ها و احساساتتان را روی چند صفحه نوشته و برای همسرتان پست کنید.
  • با یک مشاور با تجربه خانواده مشورت کنید .

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

تعریف حضانت و مدت حضانت

اغلب افراد در جامعه اصطلاح حضانت را شنیده اند و شاید هم در زمان عقد ازدواج خود با آنها برخورد داشته اند . در پست " تعریف حضانت و مدت حضانت  "  وکلای خانواده به معرفی و بررسی تعریف حضانت و مفهوم ماهیت آن می پردازند و شما را با مدت حضانت یعنی سنینی که پدر و مادر هر کدام کودک را مورد حضانت خود قرار می دهند، آشنا می کنند . با دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل همراه باشید .

مفهوم و ماهیت حضانت

کلمه حضانت  در لغت به معنای نگهداری است. معنی اصطلاحی آن نیز از معنی لغوی دور نیافتاده است. قانون مدنی این کلمه را تعریف نکرده،  بعضی از های امامیه در تعریف آن گفته اند:  حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تربیت و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاردن او در بستر، سرمه کشیدن،  پاکیزه کردن،  شستن جامه‌ های مانند آن.

به تعبیر دیگر می‌توان گفت:  حضانت نگه داشتن طفل، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است، با رعایت حق ملاقات برای خویشاوندان نزدیک شناخته شده است.

سلام حضانت بیشتر ناظر به حمایت جسمی از کودک است، حمایت روحی و اخلاقی نیز در این نهاد حقوقی،هم در حقوق اسلام و هم در حقوق جدید ایران منظور بوده است. بدین جهت در حقوق اسلام گفته اند:  شخصی که  حضانت طفل به او واگذار می شود باید آزاد، مسلمان (در صورتی که طفل مسلمان باشد) و امین باشد.

همچنین بعضی از فقه های امامیه گفتند:  مادری که عهده‌دار حضانت است  نمی‌توانند طفل را از شهر به روستا ببرد، زیرا تعلیم و تربیت کودک در شهر بهتر از روستا تامین می گردد.

وانگهی کلمه ی  تربیت که فقها در تعریف حضانت به کار برده‌اند دارای دو جنبه جسمی و روحی، مادی و معنوی است و اختصاص به پرورش جسمی ندارد.

ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی نیز به جنبه معنوی و اخلاقی حضانت اشاره می کنند، چه این ماده مقرر می دارد که هرگاه در اثر عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، دادگاه می‌تواند هر تصمیمی را که درباره حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند.

 اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند

حق و تکلیف پدر و مادر

حضانت در درجه اول حق و تکلیف طبیعی و قانونی پدر و مادر است که طفل را به دنیا آورده اند.  این تکلیف تا زمانی که طفل به سن بلوغ نرسیده باقی است. مساله ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا در دوره ی ازدواج پدر و مادر از لحاظ حضانت برابرند یا یکی را بر دیگری حق تقدم است.

در فقه امامیه بعضی به استناد پاره‌ی اخبار و احادیث پدر و مادر را در دوره ی ازدواج، از لحاظ حضانت،  در یک ردیف قرار داده آن را تکلیف مشترک زوجین تلقی کرده‌اند.  لیکن عقیده مشهور فقها مبتنی بر حق تقدم یکی بر دیگری بر حسب سن طفل حتی در دوره ازدواج است. اینک نخست از اولویت هر یک از پدر و مادر و سپس از سایر اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند سخن می گوییم.

مدت حضانت

ماده ۱۱۶۹ مادر اصلاحی قانون مدنی مصوب ۱۳۸۲ مقرر می دارد: "برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.

تبصره-  بعد از هفت سالگی،  در صورت حدوث اختلاف،  حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه میباشد."

با توجه به ماده مذکور و ماده ۱۱۶۸ همین قانون مسلم است که حضانت طفل، حق و تکلیف ابوین در برابر فرزند برای مدت است که به وی، طفل اطلاق می شود.

قانون مدنی ایران طفل را تعریف نکرده و در قوانین دیگر نیز تعریفی از طفل به عمل نیامده است ولی با توجه به مقررات مربوط به حجر و قیمومیت، خصوص مواد ۱۲۰۷  و ۱۲۱۰ قانون مدنی به کسی گفته میشود که صغیر باشد و صغیر، چه غیر ممیز باشد چه ممیز، کسی است که سن بلوغ نرسیده باشد. بنابراین به کسی که صغیر است طفل میگویند و مادام که صفت طفولیت زائل نشده، حق و تکلیف حضانت ابوین باقی است و با زوال صفت مزبور تکلیف آنها نیز ساقط می گردد.

در حقوق ایران طبق تبصره ی ۱ ماده ی ۱۲۱۰ قانون مدنی دختر بعد از رسیدن به ۹ سال تمام قمری و پسر بعد از رسیدن به ۱۵ سال تمام قمری بالغ محسوب می شود و به پسر و دختر بعد از رسیدن به سن مزبور کودک یا طفل اطلاق نمی گردد و بدین جهت بعد از سنین مذکور تکلیف حضانت اصولا ساقط و مدت آن پایان می پذیرد.

 البته هر نوجوانی بعد از رسیدن به سن بلوغ و قبل از وارد شدن به جامعه هنوز احتیاج به مراقبت دارد. به همین دلیل در عین حال که حق و تکلیف حضانت ساقط می شود، در عمل و از جهت اخلاقی و مصلحت فردی و اجتماعی، پدر و مادر، خود را موظف می دانند تا رسیدن فرزند به مرحله استقلال عملی،  نظارت و مراقبت خود را نسبت به او ادامه دهند که این نظارت در دختر اصولا تا شوهر کردن و تشکیل خانواده ادامه دارد؛ ولی در پسر معمولا پس از اشتغال به حرفه پایان می پذیرد. به همین جهت محدود کردن مدت حضانت به سن مذکور خلاف عرف و مصلحت بوده و قابل انتقال است.

حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ

گروهی از فقها بر این اعتقادند که حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ و رشد پایان می‌یابد. صاحب جواهر می گوید:" اختلافی نیست در اینکه هرگاه طفل به سن بلوغ و رشد برسد ولایت ابوین بر او ساقط میشود."

با توجه به اینکه این مسئله درباره حضانت مطرح شده و حضانت هم نوعی ولایت به شمار می‌آید وانگهی در عبارت فوق از ولایت ابوین سخن به میان آمده است، باید گفت مقصود از ولایت در اینجا همان حضانت است.

بنابراین نظر-که حتی ادعای اجماع بر آن شده است- حضانت به صرف رسیدن شخص به سن بلوغ پایان نمی یابد، بلکه برای سقوط حضانت تحقق رشد لازم است و تا رشد شخصی احراز نشده، حضانت پدر یا مادر یا شخص دیگر ادامه پیدا میکند.

قابل ذکر است که این نظر، هرچند که با در نظر گرفتن سن پایین بلوغ و اوضاع و احوال اجتماعی امروز مناسب تر می نماید،  با توجه به اینکه رشد در فقه و قانون مدنی مربوط به امور مالی است و نگهداری طفل یک امر غیر مالی میباشد،

قابل انتقال به نظر می رسد و شاید به همین جهت بعضی از فقهای معاصر اظهار نظر کرده اند که مدت حضانت با رسیدن به سن بلوغ (۹ سال در دختر و ۱۵ سال در پسر) خاتمه می یابد و پس از آن، فرزند هر یک از ابوین را که بخواهد برای زندگی با او انتخاب می‌کنند و این قول را به فقهای امامیه نسبت داده اند.

نصف کردن دارایی در ازدواج ( تنصیف دارایی )

بسیاری از افراد گمان می کنند که شرط نصف کردن دارایی در ازدواج فقط برای خارجیان مصداق دارد و در حقوق ایران ردی از آن نیست اما این قضاوت صحیح نمی باشد . در قرارداد عقد نکاح ( عقدنامه ) می توان نصف کردن دارایی در ازدواج را شرط نمود . از دیدگاه حقوقی و قراردادی ، ازدواج نیز مانند هر عقدی می‌تواند شروطی را در دل خود بگنجاند.
به عبارتی دیگر طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد را در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قید کنند. این در حالی است که در حال حاضر در عقدنامه ها شروط چاپی مشخصی درج شده است، اما این بدان معنا نخواهد بود که امکان درج سایر شروط وجود نداشته باشد. یکی از این شروط مندرج در عقدنامه، شرط نصف کردن دارایی در ازدواج است که در ادامه به تشریح این شرط خواهیم پرداخت.

شرط نصف کردن دارایی در ازدواج

اجازه بدهید نصف کردن دارایی در ازدواج یا همان تنصیف دارایی را شرح دهیم ، چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد، زوج مکلف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با زوجه به دست آورده یا معادل آن را  بصورت بلاعوض به زوجه منتقل کند.
این توضیح بدین معناست که هر مالی که شوهر از تاریخ وقوع عقد نکاح بدست آورده است در واقع میان او و همسرش مشترک محسوب می شوند و در زمان جدایی باید نصف این دارایی را بدون اینکه پولی در قبال آن دریافت کند به همسرش انتقال دهد . البته این مساله شروطی هم دارد یکی از این شروط این است که زن در انجام وظایف زناشویی خود تخلف نکرده باشد .

شرایط نصف کردن دارایی در ازدواج ( تنصیف دارایی )

در خصوص شرط نصف کردن دارایی در ازدواج یا همان تنصیف دارایی آگاهی از چند نکته حقوقی و قضایی ضروری است :
• زمانی زوجه می‌تواند از این شرط به نفع خود استفاده کند که طلاق صورت گرفته باشد، به عبارتی دیگر امکان الزام شوهر برای اجرای شرط موصوف پیش از درخواست طلاق ناشی از درخواست وی وجود نخواهد داشت.
• همانطور که در شرط آمده طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد. به عبارتی دیگر چنانچه سوء رفتار و سوء اخلاق زوجه موجب شده باشد تا زوج اقدام به طلاق وی کند شرط تنصیف دارایی محقق نخواهد شد.
• باید که حتما مرد متقاضی طلاق باشد، به عبارتی دیگر مطابق قانون طلاق به اراده مرد است. بنابراین چنانچه وی بخواهد از این حق قانونی خود استفاده کند، درست است که در واقع از قید و بند زندگی مشترک رهایی می یابد اما ناگزیر به تمکین از شرط تنصیف دارایی خواهد بود.
• ملاک ارزیابی اموال در شرط تنصیف دارایی تا نصف اموال یا معادل آن است. به عبارتی دیگر میزان و مبدا محاسبه نصف دارایی یا معادل آن، از کمترین اموال زوج تا سقف پنجاه درصد آن است.
• اینکه زوجه این امکان را نخواهد داشت تا هر مالی از زوج را برای خود و در راستای شرط موصوف مطالبه نماید، به عبارتی دیگر شرط تنصیف دارایی فقط مختص به دارایی است که در زمان زوجیت حاصل شده باشد، بنابراین اموالی را که زوج پیش از ازدواج داشته است و یا به وی ارث رسیده است را نمی توان در راستای اجرای شرط موصوف به زوجه داد.
• آخرین شرطی که باید وجود داشته باشد تا شرط تنصیف دارایی به نفع زوجه قابل اجرا باشد، موجود بودن اموال حین طلاق است. بنابراین شامل اموال از بین رفته اعم از تلف یا مفقود شده، نخواهد شد.
در جمع بندی باید بیان کرد، تنها در شرایطی که زن درخواست جدایی نداده باشد و همچنین از وظایف زناشویی خود تخلف نکرده باشد و رفتار و اخلاق ناشایست نیز نداشته باشد، این شرط قابلیت اجرا پیدا می‌کند.
از طرفی دیگر باید بیان کرد که احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است، لذا مرد همواره می‌تواند با اثبات و تحقق این امور اجرای شرط تنصیف را با مخاطره روبرو سازد.
با همکاری دپارتمان خانواده و دپارتمان قراردادها در اریکه عدل

حضانت طفل پس از فوت پدر و مادر

حضانت طفل بعد از فوت پدر و مادر در فقه

هرگاه پدر و مادر مرده یا فاقد شرایط لازم برای نگهداری طفل باشند، حضانت به عهده چه کسی خواهد بود؟ حتما می دانید که قوانین ما غالبا از فقه اقتباس شده است . در فقه امامیه اختلاف نظر در این مساله زیاد است و دو نظر زیر بیشتر در میان فقها پذیرفته شده است:

  • در صورت فقدان پدر و مادر، حضانت با جد پدری ( پدربزرگ طرف پدر) است زیرا او به منزله پدر است و به علاوه ولی قهری است پس باید در حضانت بر سایر خویشان مقدم شود.
  • در صورت فقدان پدر و مادر حضانت به خویشان نسبی با رعایت ترتیب ارث (الاقرب فالاقرب) ، (کسی که به طفل نزدیک تر باشد ) واگذار می شود و هرگاه در یک طبقه و درجه خویشان متعددی وجود داشته باشند، یکی از آنان، از طریق قرعه، برای نگهداری طفل تعیین خواهد شد.

هرگاه طفل قوم و خویشی که بتوان حضانت را به او واگذار کرد نداشته باشد، بنابر آنچه فقهای امامیه گفته اند، حاکم (قاضی دادگاه صالح ) باید شخصی را برای حضانت منصوب کند؛ در آخرین مرحله نگاهداری طفل واجب کفایی است، یعنی بر هر مسلمانی واجب است که از او نگاهداری نماید و اگر یکی این وظیفه را انجام دهد تکلیف از گردن دیگران ساقط خواهد شد.

بررسی موضوع در حقوقی مدنی

در حقوق جدید ایران، وضع حضانت طفل بعد از پدر و مادر روشن نشده است، لیکن از پاره ای مواد مندرج در قانون مدنی و قانون امور حسبی و با توجه به اصول کلی حقوقی می توان راه حلهایی به شرح زیر به دست داد:

پس از پدر و مادر حضانت با جد پدری ( پدربزرگ طرف پدر) طفل است، زیرا حقوق ایران او را ولی قهری و نماینده ی قانونی طفل قرارداده و اداره ی امور کودک را به او محول کرده است (مواد ۱۱۸۱ و ۱۸۳ ق.م.)، پس باید در حضانت بر دیگران مقدم شود. از ماده ی ۱۱۸۸ قانون مدنی نیز بر می آید که جد پدری نسبت به حضانت مولی علیه خود دارای حق و تکلیف است.

در صورت فقدان جد پدری باید حضانت را به وصی منصوب از طرف پدر یا جد پدری، در صورتی که چنین اختیاری به او داده شده باشد، در واقع ماده ی ۱۱۸۸ به این نکته تصریح کرده است. این ماده می گوید: «هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می باشند وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آنها مواظبت کرده و اموال آنها را اداره نماید».

اختیار جد پدری و وصی منصوب از طرف ولی قهری در امر حضانت از ماده ی ۷۳ قانون امور حسبی نیز قابل استنباط است.

هرگاه طفل نه پدر و مادر داشته باشد نه جد پدری و نه وصی منصوب، حضانت او با کیست؟

در حقوق امروز مبنا و مجوزی برای اینکه بتوان اقربای طفل را به ترتیب ارث به حضانت ملزم کرد وجود ندارد. لیکن به موجب ماده ی ۱۲۳۵ قانون مدنی «مواظبت شخص مولّی علیه و نمایندگی او در کلیه ی امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است». از کلمات «مواظبت شخص» که در این ماده به کار رفته بر می آید که قیم علاوه بر اداره ی اموال عهده دار حضانت نیز هست، مگر اینکه مادر زنده بوده و صلاحیت نگاهداری طفل را داشته باشد، یا این امر به موجب تصمیم دادگاه به شخص دیگری محول شود که این شخص قیم بر حضانت به شمار خواهد آمد.

به طور کلی در هر یک از موارد مذکور دادگاه برابر قانون حمایت خانواده می تواند با رعایت مصلحت طفل حضانت را به شخص دیگری واگذار نماید.

عدم تمکین زن و حقوق زوج در این موقعیت

خیلی از آقایان ممکن است واژه تمکین و عدم تمکین زن به گوششان خورده باشد و با آن آشنا باشند اما تمکین چیست و به چه دردی می خورد ؟  کسانب که وارد زندگی مشترک می شوند به نوبه خود بیشتر با این اصطلاح حقوقی آشنا می شوند  ، نکته ای که باید متذکر شویم این است که تمکین موضوعی مختص به خانم هاست و نمی توان گفت فلان آقا تمکین نمی کند . دپارتمان خدمات خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل ، به عنوان نماینده اداره خانواده شرکت حقوقی دمیکو اسپانیا در ایران ، در این پست قصد دارد شما را با ماهیت حقوقی تمکین و انواع آن آشنا کند ، ما با همراه باشید :

عدم تمکین زن ، عدم تمکین زن زن تمکین نمی کند تمکین نکردن زن تمکین زن از مرد تمکین زن تمکین زوجه تمکین همسر عدم تمکین زن زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

تمکین زن

تمکین زوجه در کل به معنای متابعت زن از مرد است ، مطابق حقوق خانواده ما که بخش عمده آن در قانون مدنی دیکته شده است ، زمانی که زنی بوسیله عقد نکاح به زوجیت مردی در می آید ، باید از او متابعت و تمکین نماید . با عنایت به اینکه در مواد قانونی اشاره شده است که ریاست خانواده با مرد است موضوع تمکین بیشتر در ذهن متجلی میشود .

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

تمکین خاص و عام 

یکی از معانی تمکین زن ،  تمکین خاص است. تمکین به معنی خاص آن است که زن نزدیکی جنسی با شوهرش را به طور متعارف بپذیرد و جز در مواردی که مانع موجهی داشته باشد از برقراری رابطه ی جنسی با او سر باز نزند. البته این وظیفه ویژه ی زن نیست؛ شوهر نیز مکلف است حدود متعارف رابطه ی جنسی با زن داشته باشد و در غیر اینصورت بر خلاف وظیفه ی حسن معاشرت رفتار کرده است.

بنابراین وظیفه ی برقراری رابطه ی جنسی از تکالیف مشترک به شمار می آید. اما تمکین زن به معنی عام آن است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد و از او در حدود قانون و عرف اطاعت کند و ریاست شوهر خود را در خانواده بپذیرد. پس اگر شوهر توقعات نامشروع یا نامتعارفی از زن  داشته باشد، زن مکلف به اطاعت از او نیست. مثلا اگر شوهر زن را از ادای فرائض مذهبی بازدارد، یا از زن بخواهد که اموالش را به او انتقال دهد، زن می تواند از اطاعت شوهر سر باز زند.

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

در حدود قواعد تمکین زوجه ، مرد می تواند رفت و آمد و مکاتبات زن را کنترل کند؛ لیکن این کنترل نباید از حدود متعارف خارج باشد. هرگاه مرد بر خلاف متعارف از از خروج زن از خانه و بازدید خویشان و دوستانش جلوگیری کند، رفتار او سوء معاشرت به شمار می آید. مقام ریاست خانواده برای مرد و وظیفه ی تمکین برای زن ایجاب می کند که هرگاه در امور خانواده و تربیت اولاد و معاشرتها و اعمال زن اختلاف نظری بین زن و مرد وجود داشته باشد، زن از نظر شوهر پیروی کند، مگر اینکه مجوز قانونی برای عدم اطاعت از شوهر وجود داشته باشد.

عدم تمکین زن در اصطلاح حقوقی نشوز و زنی که از شوهر اطاعت نمی کند ناشزه نامیده می شود. نشوز در لغت به معنای ارتفاع و بلند شدن و در اصطلاح حقوقی نافرمانی یکی از زوجین است. نافرمانی زوج و عدم ایفاء وظایف زناشویی از ناحیه او نیز در فقه اسلامی نشوز نامیده شده است. هرگاه نافرمانی و وظیفه نشناسی از هر دو طرف باشد، آن را شقاق نامیده اند. ولی در حقوق امروز نشوز را معمولا برای نافرمانی زن به کار می برند.

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

ضمانت اجرای عدم تمکین زن

هرگاه زن تمکین نکند و ناشزه باشد، شوهر می تواند به دادگاه مراجعه کرده، الزام زن را به تمکین بخواهد. به نظر می رسد که حکم دادگاه به تمکین که در عمل دادگاه ها هم دیده می شود اشکالی ندارد؛ لیکن الزام مادی و فیزیکی زن به تمکین در مقام اجرای حکم دادگاه هم با شخصیت زن و حقوق مربوط به شخصیت وی منافات دارد و هم غیر عملی و بی فایده است. به علاوه زن در صورت عدم تمکین نمی تواند از شوهر مطالبه ی نفقه کند. ماده ی ۱۱۰۸ قانون مدنی در این زمینه مقرر می دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود». بنابراین اگر زن مانع مشروع و عذر موجهی در عدم تمکین داشته باشد، حق وی نسبت به نفقه ساقط نخواهد شد. مثلا اگر زن به علت خطری که از جانب شوهر متوجه اوست از ماندن در خانه ی شوهر خودداری کند، یا به علت ابتلاء شوهر به امراض مقاربتی از نزدیکی با او امتناع نماید، این امتناع مانع حق نفقه نخواهد بود (ماده ی ۱۱۲۷ قانون مدنی).

نشوز شوهر یا عدم ایفاء وظایف زناشویی از جانب وی نیز دارای ضمانت اجرای حقوقی است و زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام شوهر را به انجام وظیفه درخواست نماید. به علاوه نشوز شوهر سوء معاشرت به شمار می آید و اگر از مصادیق عسر و حرج باشد، زن می تواند از دادگاه درخواست طلاق کند.

عدم تمکین زن  زن تمکین نمی کند  تمکین نکردن زن تمکین زن از مرد تمکین زن تمکین زوجه تمکین همسر عدم تمکین زن  زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه