در دسته بندی روانشناسی خانواده به انتظار مقالات آموزنده در خصوص زوج درمانی و سایر موارد روانشناختی خانواده می پردازیم. امید است با این گام هر چند کوچک ، به اصلاح خانواده ها و حفظ آنها کمک کرده باشیم.

از دایره امن خود بیرون بیایید

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، درباره منطقه امن هر شخص صبحت کنیم . احتمالاً تا به حال بارها و بارها درمورد منطقه راحتی یا منطقه امن (Comfort Zone) شنیده اید. تقریباً همه افراد، به دیگران توصیه می کنند که از منطقه راحتی بیرون بروند و دست از تنبلی کردن بردارند تا به خودشان فرصت تجربه های جدید، پیشرفت و تغییر را بدهند.

اگر می خواهید که به اهداف و رویاهای خود زودتر جامه عمل بپوشانید و به غیرممکن ها دست یابید و بر ترس ها و اضطراب های خود غلبه کنید ابتدا باید از منطقه امن خود خارج شوید.

اما واقعاً چرا باید از منطقه راحتی خود بروید؟

برای درک بهتر این موضوع ابتدا باید ببینیم منظور از منطقه راحتی چیست؟

منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت و آرامش دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.منطقه راحتی جایی است که شما در آن  هیچ احساس و درکی از تهدید، ناآرامی و اضطراب ندارید.

قرارگرفتن درمنطقه راحتی در واقع شامل هرگونه رفتاری می شود که میزان اضطراب شما را در پایین ترین سطح خود نگه دارد. شاید به همین خاطر است که زمانی که شما کارهای مهم و اضطراب زایی دارید بدنبال انجام کارهای روزمره و بی هدفی که تأثیری در پیشرفت شما ندارد و میزان اضطراب شما را پایین نگه می دارد و همین طور باعث تهدید شما نمی شود ، می روید. به این صورت است که به جای یادگیری، درس خواندن، ترجمه کردن، شروع کردن کار جدید و پروژه های عقب افتاده تان دست به تنبلی کردن یا کارهای بی هدف می زنید مثل پخت وپز وشستشوی ظروف گرفته، تلفن های غیرضروری، تماشای سریال های طولانی تلویزیون، استراحت کردن، بیرون رفتن با دوستان و... .

 چون تمام این ها ، کارهای آسان و راحتی هستند که شما را از تجربه اضطراب دور نگه می دارند و شما مجبور به فشار آوردن و زحمت دادن به مغز خود نمی شوید . زیرا مغز تمام این ها را به صورت اتوماتیک انجام می دهد.

به طور کلی وارد فعالیت جدید شدن برای مغز کاری پر زحمت محسوب می شود چون شما مجبورید ساعت ها گوشه ای بنشینید، تمرکز کنید و درگیر فعالیت های ذهنی شوید یا از جایی به جای دیگر بروید و از لحاظ جسمی خسته شوید. در این حالت شما به سراغ هرچیزی که بتواند اندکی سطح اضطراب شما را افزایش دهد وخارج ازمرزهای منطقه راحتی شما باشد ، نمی روید. مثل شروع کار جدید یا تمام کردن کارهای عقب افتاده. دلیلش این است که مغز این ها را باعث دردسر و در نتیجه اضطراب زا تلقی می کند.

 اما مسئله این است که مغز نمی تواند طولانی مدت این حالت را تجربه کند و ماندن طولانی مدت در منطقه راحتی باعث می شود که حوصله تان سر برود و رفته رفته به انجام کاری گرایش پیدا کنید.

منطقه یادگیری (learning zone)

بیرون از دایره راحتی دایره دیگری به نام منطقه یادگیری (learning zone)  وجود دارد و چون ماندن طولانی در منطقه راحتی باعث کسل شدن مغز می شود بعد از مدتی احتمالاً به خود زحمت تحمل اضطراب را می دهید و به دنبال یادگیری می روید. چون به هر حال یادگیری برای مغز پاداش دهنده است.

باید بدانید که دربسیاری مواقع ما به اندکی اضطراب نیاز داریم تا بتوانیم خود را به انجام کاری ترغیب کنیم. بدین ترتیب کارایی ما بهبود مییابد و ما به تغییر دست می یابیم. شاید به خاطر همین است که از قدیم گفته اند: نابرده رنج گنج میسر نمی شود.


منطقه ترس (panic zone)

دایره بعدی منطقه ترس یا (panic zone) است . منطقه ترس همان مسائلی است که در زندگی روزمره یا در طول عمر خود از آنها اجتناب کرده یا می کنید. در این منطقه شما بیشترین ترس را برای مواجه شدن با مسائلی که تا به حال از آن اجتناب کرده اید دارید.

همین طور سطح بالای اضطراب باعث رفتن در منطقه ترس می شود و شما را از انجام کارها باز می دارد. باید بدانید بیرون رفتن از منطقه راحتی یا امن به زحمتش می ارزد . جالب است که تقریباً راهکار اکثر افراد برای کنترل سطح اضطرب بالا،  اجتناب کردن از موقعیت استرس زا است . ولی متخصصان سلامت روان حتّی در مورد ترس های شدید ، انواع مختلف مواجهه (عینی یا ذهنی) یا مواجهه تدریجی را بهترین راهکار ممکن  می دانند.

پس همین الان آستینتان را بالا بزنید از منطقه امن خود خارج شوید تا به مرور بر ترس های خود غلبه کنید .

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .

در صورت خیانت همسر چه باید کرد ؟

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، همانگونه که از نام تیتر موضوع  (در صورت خیانت همسر چه باید کرد ؟ ) بر می آید ابتدا روش های کلاسیک که در صورت مورد خیانت واقع شدن انجام می دهیم را بر میشماریم و بعد راه حل قطعی و در آرامش را که بهتر است در صورت مواجه شدن با خیانت انجام دهید را توصیه میکنیم . برای آگاهی از شرایط یک رابطه ی مناسب با دپارتمان خانواده اریکه عدل همراه باشید.

 

روش های کلاسیک

 

۱-او را از به دنیا آمدنش پشیمان کردن

اگر همسرتان با زن دیگری در ارتباط است یا در این مورد چیزهایی متوجه شده اید و به او شک دارید ، مثل خیلی از زن ها بدون فکر کردن ، می توانید واکنش نشان دهید .نه تنها واکنش ، حتی می توانید با برخوردتان ، او را از به دنیا آوردن پشیمان کنید و زندگی را برایش جهنم کنید و...  می توانید آن قدر این کارها را ادامه  دهید که اگر کاری هم نکرده بود مجبور به انجام آن شود. اما فراموش نکنید در قبال این توهین ها و حقارت ها ، اگر مختصری نسبت به شما عذاب وجدان داشت ، آن را تماماً از دست خواهد داد.

۲- بهپایان رساندن ناگهانی و دور از انتظار رابطه

اگر نمی توانید این مسئله را تحمل کنید و شهامتش را داشته باشید راه های میانبری هم هست ( البته ریسک بیشتری دارد ) .

روبه روی همسرتان بایستید و بگویید "این طوری نمی شود ! من نمی توانم تحمل کنم ".

بدون دعوا ، درگیری ، متهم کردن و با غرور کامل ادامه بدهید : "من میروم !" یا "اگر می خواهی برو ؛ همین جا تمام می شود ". این کار نسبت به روش اول غرور آمیزتر است.

راه حل قطعی و در آرامش

 

۱- به خودتان زمان بدهید

مجبور نیستید در مقابل تمایل همسرتان به زن دیگر ، با نفرت وارد جنگ شوید یا بدون در نظر گرفتن زحماتی که برای رابطه تان کشیده اید ، با گفتن هر کاری می خواهی بکن من می روم ، موضوع را فیصله بدهید .

همه چیز را رها کردن و رفتن ؟ چرا ؟؟

بدون اینکه دچار ترس ،اضطراب و نفرت شوید ، میتوانید راه های آرام تری را هم پیش بینی کنید و این تصور که زمان همه چیز را معلوم می کند ، شاید به شما زمان بیشتری بدهد .

حتی اگر از ماجرا با خبر هستید ، طوری رفتار کنید که انگار چیزی نمی دانید .بگذارید تعجب کند ، شرمنده و دچار عذاب وجدان شود . به این ترتیب آن زن دوم هم در حسرت این که همسرتان با شما دعوا کند و در آغوش او به آرامش برسد ، می ماند و در نهایت هم با همسر شما درگیر خواهد شد و همسرتان حقیقت را خواهد دید .

 

۲- به او زمان بدهید

مردها سنگین بودن صورت حسابی که برای این ارتباط دوم برایشان صادر می شود و سنگین بودن بهای رابطه دوم را زمانی متوجه می شوند که زن دوم شروع به طرح خواسته های خود کند . همسر اول باید این زمان را هم به خودش ، هم به همسرش بدهد . زنی که بتواند این کار را انجام بدهد ، مجبور به ویران کردن خانه اش نخواهد بود .

 

۳-او را جزء لازم و جدا نشدنی زندگی تان نبینید

اگر زوجین یکدیگر را جزء اصلی و جدانشدنی زندگی شان ببینند ، در واقع پایه های اشتباهی را بنیان می گذارند که گاهی قابل جبران نخواهد بود . ( من بی تو نمی توانم زندگی کنم ، تو نباشی من هم نیستم ...

  • تعیین مرز درست و منطقی این وابستگی ها با کمک مشاوره قابل شناسایی هستند .

 

۴- در برابر مشکلات خونسرد بودن

زمانی که با مشکلی روبه رو شدید که به نظر لاینحل می رسد ، از خودتان سوال کنید :

  • بدترین نتیجه ی ممکن چه می تواند باشد ؟
  • خودتان را برای پذیرش آن در صورت لزوم حاضر کنید .
  • بعد هم سعی کنید با آرامش و با کمک تخصصی گرفتن به درست کردن آن بپردازید .

برای چیزهایی که دست شما نیست ، قهر کردن با زندگی و حرص خوردن و از بین بردن خودتان ، معنایی ندارد.

قدر وجود نازنین تان را بیشتر بدانید .

 

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .

دلایل و انگیزه های نادرست ازدواج

 در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ،درباره ی دلایل و انگیزه های نادرست ازدواج صحبت کنبم. اینکه چرا افراد ازدواج می کنند در کمیت و کیفیت زندگی آنان پس از ازدواج نقش بسیار مهمی دارد . انتظار می رود افراد به دلایل درست و منطقی و نه بر اساس عقده ها و کمبود های خود ازدواج کنند . ازدواج مناسب میتواند زمینه رشد و تعالی و تکامل جسمی ، روانی ، اقتصادی و... را فراهم کند .

اما اگر انگیزه فرد از ازدواج درست و منطقی و حساب شده نباشد خود یک ریسک فاکتور( عوامل تاثیر گذار در رابطه ) محسوب می شود و در آینده می تواند قوام و کیفیت زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار داده و یا حتی مختل کند . از آنجا که دلایل و انگیزه های درست ازدواج بسیار زیاد است در اینجا به بررسی برخی از انگیزه های نادرست ازدواج می پردازیم .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

این دلایل عبارتند از :

 

  • عصیان و لجبازی علیه والدین

برخی فرزندان مخصوصا در خانواده های نابسامان ، ازدواج می کنند تا خشم ، نفرت یا اعتراض خود را به رفتارهای والدین که بصورت خوداآگاه یا ناخودآگاه بر آنان تاثیر گذاشته ، نشان دهند ، و معمولاً بر سر اثبات حرف خود یا اعتراض به شیوه های تربیتی والدین ، می خواهند با ازدواج کردن ، والدین خود را زیر سوال برده و یا اصطلاحاً حرص آنان را در بیاورند .این افراد ممکن است برای تحت فشار قرار دادن والدین در رسیدن به خواسته های خود حتی به رفتارهای خطرناک و ضداجتماعی مثل تهدید به فرار از خانه ، خودکشی ، تهدید به هرگز ازدواج نکردن و... متوسل شوند.

 

  • فرار از یک ارتباط شکست خورده

برخی از افراد پس از یک شکست عاطفی در رابطه ای که مدت ها درگیر بوده اند و برای فراموش کردن و کنار آمدن با آسیب های این شکست ، به دنبال جایگزین هستند و فکر می کنند ازدواج سریع می تواند مشکلات آنان را حل کند . از دید روانشناسی ، هرگونه راهکاری که به منظور فرار از مشکل برنامه ریزی و اجرا شود محکوم به شکست است .

 

  • فشار اجتماع یا خانواده

خانواده ای را در نظر بگیرید که فرزندِ در سن ازدواج خود را دائماً با سایربچه های فامیل مقایسه کرده و او را مورد سرزنش و انتقاد قرار میدهد. این نوع فشارها غالباً دو نوع واکنش در فرزندان ایجاد می کند ، برخی که منفعل تر بوده و بیشتر احساس گناه می کنند ازدواج عجولانه ای انجام می دهند و گروه دیکر واکنش مقابله و لجبازی را در برابر خانواده در پیش گرفته و بیشتر از ازدواج دوری می کنند.

 

  • ازدواج با انگیزه صرفاً جنسی

معمولاً در گذشته چنین تصور می شد که اگر فرزندی در سنین نوجوانی رفتار نابهنجار یا نامتعارفی از خود نشان می داد، ریشه این رفتارها فشارهای جنسی بلوغ است و ازدواج زودهنگام می تواند مسئله را حل کند .

 

  • ازدواج با انگیزه مسائل ماورائی ( فال ، خواب ، استخاره و...)

برخی افراد صرفاً با دیدن یک خواب یا گرفن یک فال ، تصمیم به ازدواج با یک فرد می گیرند.

 

  • ازدواج با انگیزه احساس گناه یا ترحم

دختری را در نظر بگیرید که علی رغم دوست نداشتن پسری برای مدت چند ماه به اصرار پسر در یک رابطه باقی مانده است ، پسر با محبت های افراطی ، سعی می کند دل دختر را بدست آورد .لذا دختر از نظر وجدانی درست نمی داند تقاضای ازدواج پسر را رد کند و بخاطر احساس گناه و امید به ایجاد علاقه در آینده ، به او جواب مثبت می دهد .

 

  • جستجوی استقلال افراطی

جوانانی که در خانواده های محدود کننده پرورش یافته اند ، تصور می کنند که ازدواج آنان را از هر گونه قید و بندی رها می کند و دیگر مجبور نیستند به والدین سخت گیر خود حساب پس بدهند. در صورتی که ازدواج خود محدودیت ها و قواعدی دارد که مسلماً کمتر از زندگی مجردی نیست .

 

  • ازدواج با انگیزه معاوضه یا تبادل

این نوع ازدواج را در برخی خرده فرهنگ های کشور با عنوان شیر به شیر می شناسند . نوع دیگر در قبایلی بوده که اگر یکی از افراد آن قبیله در درگیری بین قبایل کشته می شد ، قبیله دیگر در عوض خون بهای مقتول ، یک دختر را به قبیله دیگر بدهد .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .

چه رابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ؟

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، همانگونه که از نام تیتر موضوع  (چه رابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ) بر می آید ویژگی های رابطه هایی که در نهایت منجر به شکست شدند را برشماریم و رابطه های مناسبی که باعث میشود رابطه ی شما منجر به جدایی نشود را توضیح دهیم. برای آگاهی از شرایط یک رابطه ی مناسب با دپارتمان خانواده اریکه عدل همراه باشید.

 

از کجا باید متوجه شویم که آیا این رابطه هم مثل خیلی از روابط دیگر که شروع خوبی داشته اند اما در نهایت منجر به شکست شدند، به جدایی ختم می شوند یا نه؟

 

رابطه مناسب ، روابط مناسب ، روابطه هایی به ازدواج منجر نمیشود ، رابطه ازدواج ، ازدواج ناموفق، عشق یکطرفه

۱- رابطه ای که در آن عشق یک طرفه است به ازدواج منجر نمی شود

حتما شنیده اید که می گویند «عشق یک سره باعث دردسره!» اگر میزان علاقه و انرژی ای که شما برای رابطه تان می گذارید به طرز چشمگیر و احتمالا آزاردهنده ای بیشتر از طرف مقابل است (یا برعکس)، امکان اینکه در رابطه تان دچار ناکامی شوید زیاد است. تحقیقات روان شناسان اجتماعی نشان داده است که رابطه ای که حالت متعادل دارد و دو طرف تقریبا به یک اندازه به آن علاقه دارند و سرمایه گذاری (مادی و معنوی) نسبتا یکسانی در رابطه شان می کنند دوام بیشتری دارد. روابطی که در آن زن و مرد با هم تناسب کافی ندارند (یکی از آنها از هر جهت موقعیت بسیار بالاتری نسبت به دیگری دارد) در حالت عدم تعادل قرار دارند و آینده خوبی برایشان پیش بینی نمی شود.

 

۲- رابطه ای که در آن یکی از طرفین یا هر دو تغییر زیادی کرده اند به ازدواج منجر نمی شود

اگر شما یا طرف مقابلتان به خاطر دیگری تغییری اساسی در زندگی یا شخصیت خود ایجاد کرده باشید، چه از روی اجبار و چه از روی علاقه بیش از حد و برای از دست ندادن طرف مقابل، بسیار محتمل است که دیر یا زود مثل فنر سر جای خودتان برگردید و رابطه را مختل کنید. افرادی که به خاطر رابطه اولویت بندی زندگی خود را تغییر می دهند، از خصوصیات زنانه یا مردانه طبیعی خود دست می کشند، از شغل آرمانی (به خصوص آقایان) یا از دلبستگی های همیشگی (به خصوص خانم ها) صرف نظر می کنند، خصوصیات شخصیتی خود را به ناگهان تغییر می دهند یا خود را مجبور به قبول اعتقادات و ارزش هایی می کنند که در عمق وجودشان آن را قبول ندارند، در واقع از همان اول چنان برداشت بزرگی از حساب پس انداز عاطفی رابطه شان کرده اند که رابطه هر لحظه ممکن است با کوچک ترین مشکل از هم بپاشد و نخواهد توانست از شرایط سختی که در هر زندگی مشترکی پیش می آید به سلامت عبور کند.

 

۳- رابطه ای که در آن یکی از طرفین در دسترس نیست به ازدواج منجر نمی شود

«از دل برود هر آن که از دیده برفت»؛ جمله تلخی است و اصلا رمانتیک نیست، اما حقیقت دارد. افرادی که در دسترس نیستند، خواه ناخواه به رابطه آسیب می رسانند. ازدواجی که در آن قرار است شما در یک شهر باشید و همسرتان در شهر دیگر و مثلا فقط آخر هفته ها با هم باشید، به یک دوستی از راه دور تبدیل می شود. احتمالا الان دارید استثناهای این قانون را در ذهنتان مرور می کنید تا از پذیرفتن این حقیقت تلخ سر باز بزنید، اما ما براساس قوانین کلی تصمیم گیری می کنیم نه موارد استثنا.

 

۴- رابطه ای که به خاطر تفاهم های بی معنا شکل گرفته است به ازدواج منجر نمی شود

گاهی انگیزه ما برای ورود به یک رابطه، انگیزه موجهی نیست. مثلا کسی که به علم ریاضیات علاقه بسیار زیادی دارد ممکن است وقتی با فردی مواجه می شود که او هم عاشق ریاضیات است و یا حتی بدتر از آن، استاد ریاضی است این فکر به ذهنش برسد که «خودش است!».

 این به همان اندازه عجیب است که کسی که عاشق فرهنگ بومی آفریقای جنوبی و سبک زندگی عجیب و غریب قبایل آفریقایی است بخواهد با یکی از بومیان آفریقا ازدواج کند! اما ازدواج هیچ ربطی به ریاضیات، ماسک های قبایل آفریقای جنوبی و یا مسایلی مثل این که طرفدار چه تیمی هستید و یا اسمتان چقدر به هم می آ ید و... ندارد. ازدواج یکی از تصمیمات مهم زندگی است که با ید براساس معیارهای جدی که تمام ابعاد یک زندگی واقعی را دربر دارد ، درمورد آن فکر کرد.

 

۵- رابطه ای که در آن شیفتگی شدید وجود دارد به ازدواج منجر نمی شود

اگر شما و طرف مقابلتان آن چنان شیفته هم هستید که حتی تا تاریخ عروسی تان نمی توانید صبر کنید، آینده چندان خوشی برای رابطه تان متصور نیست. شاید این جملات برایتان آشنا باشد: «بی تو نمی توانم زندگی کنم»، «حتی یک لحظه هم نمی توانم از تو جدا شوم»، «زندگی بدون تو برایم ممکن نیست»، "بی تو می میرم"

رابطه که عجولانه شکل گرفته است به ازدواج منجر نمی شود.

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

 

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .

چگونه بدیهای گذشته همسرمان را ببخشیم

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، مطالبی موثر در شیوه تفکر خانوادگی و ضرورت وجود حریم خصوصی ،بین زوجین و گذشت بخشیدن بدیهای همسرمان برای ادامه ی زندگی ارائه نماییم تا بدین سبب با تلفیق علم روانشناسی و حقوق تاثیر شگرفی در بحث حفظ بنیان خانواده در جامعه داشته باشیم و قدمی هرچند کوچک در این حوزه برداریم :

ضرورت وجود حریم خصوصی ،بین زوجین

اگر شما دو گل را در یک گلدان بگذارید، چون ریشه آنها مزاحم یکدیگر است، ضعیف می شوند؛ زیرا بین آنها مرزی وجود ندارد.

ولی اگر آنها را در دو گلدان بگذارید، هر دو به خوبی رشد می کنند.

این مسئله در مورد زن و شوهر هم صدق می کند، نبود حریم شخصی بین زن و شوهر مشکل ساز است و برای بهبود اوضاع و رشد آنها باید حریم و مرز مناسبی برای همسران تعریف شود و هر کدام در باغچه زندگی ، از یک گلدان مجزا برخوردار شوند.

در صورتی که شما حریم  خصوصی یکدیگر را رعایت نکنید با مشکلات متعددی مواجه خواهید شد حال در اینجا دو راه وجود خواهد داشت یا باید همسر خود را ببخشیم و زندگی خود را هر روز شیرین تر کنیم و یا بدون گذشت زندگی را رو به نزول هدایت کرده و به عواقبی مانند طلاق بیاندیشیم، حال ما به شما راهکار های مناسب برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار را ارائه خواهیم داد:

 

چگونه بدیهای گذشته همسرمان را ببخشیم و از آنها بگذریم ؟

خشم یک احساس ناخوشایندی است که در صدمه و یا آزار فرد دیگری به ما دست می دهد که می تواند به دلیل توهین ، بی عدالتی ، خیانت و .‌‌.. باشد و زمانی که نخواهیم خاطره آن ما  را رها کند و ببخشیم به نفرت تبدیل می شود .به عبارت دیگر خشم و نفرت سمی است که در بدنمان تولید می کنیم و تنها راه رهایی آن بخشش است .

بخشش نه فراموش کردن است و نه قول به آن . شما هرگز صدمه وارد شده را نمی توانید فراموش کنید . اما تنها راه رسیدن به آرامش ، بخشش است .

برای اینکه بتوانید ببخشید بایستی مراحل زیر را بکار ببندید:

  • خود را آماده کنید :

اولین قدم این است که واقعا تمایل به این کار در شما ایجاد شده باشد . برای این که به این مرحله برسید خشم و ناراحتی خود را با فرد مجرب و قابل اطمینان در میان بگذارید . بخشش حکم در آوردن خار یا تیر به پا رفته است که وقتی خارج شد ، دیگر با هر فشار بر محل آن ( یادآوری) دیگر احساس درد و ناراحتی نخواهید کرد.

  • مسئله را ارزیابی بهتری کنید :

بار دیگر بطور غیر مغرضانه علت و ریشه و شرایط رفتار فرد را ارزیابی کنید . سطح تحصیلات ، آگاهی ، فرهنگ خانوادگی و شرایط دوران کودکی فرد را نیز در نظر بگیرید . ( گاهی در این مرحله ممکن است به جای حس خشم ، احساس متفاوت تری تجربه کنید مثل دلسوزی و ...).

  • خود را جای فرد قرار دهید :

آیا شما هیچ موقع موجب ناراحتی و آسیب کسی نشده اید ؟ از خودتان صادقانه بپرسید اگر شما در موقعیت فرد قرار می گرفتید آیا امکان سر زدن چنین رفتاری را از خودتان داشتید و اگر چنین چیزی از شما سر می زد و پشیمان می شدید چه انتظاری از طرف مقابل تان می داشتید ؟

  • نقش و سهم تان را مشخص کنید :

منصفانه نقش و مسئولیت خودتان را در بروز مسئله و صدمه وارده ارزیابی کنید .

  • چرایی خشم و ناراحتی خود را مجددا ارزیابی کنید :

آیا صدمه و آزار وارده بر شما واقعا آنقدر که احساس می کنید آزاردهنده و مهم است و چرا ؟ چرا رها کردن شما توسط پدرتان بسیار آزار دهنده تر از رها شدن شما توسط مادرتان است ( و یا بالعکس ) ؟ چرا در حالیکه رئیس تان با کلام و رفتار خودش شما را بارها مورد سرزنش قرار می داد و حس بی کفایتی به شما دست می داد چندان ناراحت نشدید ولی همین رفتار از طرف همسرتان موجب بروز نفرت نسبت به او شده است ؟ و ... بسیاری از این حساسیت ها ریشه در صدمات کودکی دارد که بایستی اصلاح شوند .

  • یک بار دیگر ارزش ها ، معیار ها و باور هایتان را بازنگری کنید :

چرا فلان چیز برایتان آنقدر ارزشمند است و ...

شاید لازم باشد درباره منطقی یا غیر منطقی بودن بخشی از  ارزش ها و معیارهایتان و تاًثیر آنها بر کیفیت زندگی مشترکتان بیشتر فکر کنید .

  • خود را از دوران کودکی برهانید ( پدر و مادرتان را ببخشید ):

بدون شک ، تقریبا تمامی پدر مادر ها خوبی فرزندانشان را می خواهند و سعی می کنند که بهترین کار را در حق فرزندانشان انجام دهند . اما متاسفانه بدلیل ناآگاهی والدین ، کمتر افرادی هستند که در دوران کودکی صدمات روحی روانی و شخصیتی ندیده باشند . مثلا ممکن است کودک در جمع دوستان یا افراد غریبه ، ناگهان چیزی از دستش بیفتد و پدر و مادر با عصبانیت بگویند " تو چقدر دست پا چلفتی هستی " ، در آن شرایط خاص این یک حرف به ظاهر ساده ، به روح و روان کودک شدیدا آسیب برساند و به ضمیر ناخودآگاه منتقل شود و شخص از آن خبر ندارد ولی هرگاه موضوع یا مسئله ای رخ می دهد که به نحوی با آن خاطره نهفته نزدیکی داشته باشد ناگهان آن خاطره و حافظه پنهان بیدار شده و سیستم عاطفی احساسی فرد را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد و شخص را شدیدا ناراحت می کند انگار که دوباره همان احساس بد دوران کودکی تجربه شود . به همین دلیل در فرد مورد مثال ، گفتار و رفتار دوست یا عزیزی که بوی بی کفایتی فرد را می دهد موجب خشم و ناراحتی شدید او می شود . با کمک تخصصی میتوان اکثر صدمات دوران کودکی را التیام داد و از تاثیر آنها در زندگی حالمان جلوگیری کرد .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

 

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .

علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، مطالبی موثر در شیوه تفکر خانوادگی و علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم ارائه نماییم تا بدین سبب با تلفیق علم روانشناسی و حقوق تاثیر شگرفی در بحث حفظ بنیان خانواده در جامعه داشته باشیم و قدمی هرچند کوچک در این حوزه برداریم :

زندگی یک فیلم خانوادگی نیست

گاهی این که توقع داشته باشیم همسرمان مثل شخصیت فلان سریال در هنگام دعوا برایمان نامه عاشقانه بنویسد ، خیلی اشتباه است . بپذیریم که زندگی واقعی و خصوصیات همسرمان ، آن چیزی است که باید با آن زندگی کنیم ، نه رویاهای دوران نوجوانی .

اگر بخواهیم منتظر پیش قدم شدن همسرمان بشویم شاید کار از کار بگذرد . اگر زمان دعوا طولانی شد ، باید ببینیم در ازای چیزی که به دست می آوریم چه چیزی را از دست می دهیم .

یادتان باشد ، شما بزودی با همسرتان آشتی می کنید ، اما تصویری که ازاو در هنگام ناراحتی درذهن دیگران می سازید ، هرگز فراموش نمی شود. در زمان قهر و دلخوری با دیگران در مورد همسرتان صحبت نکنید .

کنترل کردن تغییرات زندگی

زندگی دارای مراحل طبیعی مختلفی است ؛ مراحلی چون ازدواج ، پدر یا مادر شدن ، و بازنشستگی ، این مراحل باعث می شوند تا نقش های شما در زندگی تغییر کند . برای آینده برنامه ریزی کنید و آماده این تغییرات باشید.

با کسانی که این مراحل را پشت سر گذاشته اند صحبت کنید و ببینید چگونه می توانید از پس مسایل و مراحل زندگی بر بیایید و به پاداش هایی که پیش رویتان است برسید .

هرگاه وارد مرحله تازه ای از زندگی خود می شوید ، آمادگی تغییر دادن دیدگاههای خود را داشته باشید . نزدیکان خود را در جریان تغییراتی که در زندگیتان روی داده قرار دهید تا اینکه آنها به آشفتگی و ابهام و ناکامی دچار نشوند و بتوانند خود را با نگرش ها و دیدگاه های تغییر یافته شما ، سازگار کنند .

حال بیایید با یکدیگر به علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم بپردازیم تا هرچه بیشتر در این باره اطلاعات کسب کنیم که در صورت مواجه شدن با یکی از موارد زیر سریعا راهکارهایی را بیاندیشیم و یا با مشاوره ی خانواده ی مناسب مشورت کرده و از تمامی اتفاقات ناگوار جلوگیری کنیم

طلاق، روانشناسی خانواده، زندگی زناشویی، زناشویی ناسالم، روابط جنسی

علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

بجز موارد استثنایی ، طلاق یک روند تدریجی است و بطورناگهانی رخ نمی دهد . اگر رابطه زناشویی را به بنزین تشبیه کنیم هر چه رابطه ضعیف تر شود ، بنزین باک کاهش می یابد تا اینکه چراغ بنزین ذخیره روشن می شود و آن علامت  هشدار دهنده ، نشان از خالی شدن کامل باک در آینده نزدیک خواهد بود . نشانه های زیر علائم رسیدن سوخت زندگی مشترک به مرحله هشداردهنده و زنگ خطری برای تمام شدن آن است . (طلاق)

به کرات به فکر طلاق هستید

اکثر افراد در مواقع مشاجرات جدی ممکن است به فکر جدایی بیفتند که نسبتاَ طبیعی می باشد ولی اگر بدون مشکل جدی و هرازگاهی به فکر طلاق می افتید و با خود می گویید که چقدر خوب می شد تنها بودید ، بایستی به فکر چاره باشید .

مواقع و زمان های خوش و مثبت ، کمتر از مواقع منفی و ناراحتی است 

در یک ازدواج سالم ، زمان هایی که زوجین با هم خوب و خوش هستند  ، پنج برابر مواقع ناخوشایند بین آنهاست و زمانی که این نسبت شدیداَ کاهش یابد و خصوصا برعکس شود ، بایستی به فکر اشکال بسیار جدی در زندگی مشترک بود .

چیزی برای گفتن ندارید

در اکثر مواقع این زوجین  که با هم هستند چیزی برای گفتن ندارند و یا اگر هم صحبت کنند در حد یک هم اتاقی و یا غریبه است . البته این بدان معنی نیست که زوجین باید بیشتر مواقع در حال گفتگو با هم باشند بلکه میل و رغبتی برای آن وجود ندارد . در حالی که اگر دوستان صمیمی هر یک از زوجین در همان موقعیت حضور داشتند موضوعی برای گفتگو و حرف زدن با هم می داشتند .

بدبین شدن

یکی از ویژگی های افراد با عزت نفس پایین احساس عدم امنیت است . این افراد نگرانند که رها شوند و دیگر همسرشان آنها را دوست نداشته باشد و برای اثبات این حس بدنبال شواهد آن هستند و چون فقط از این دریچه به موضوعات نگاه می کنند تقریباَ همیشه چیزی به نفع افکارشان پیدا خواهند کرد .

کاهش روابط جنسی

اگر روابط جنسی شدیداَ کاهش یافته یا دیگر چندان از آن لذت نمی برید و دلیل مشخصی برای آن وجود ندارد ، به فکر راه چاره باشید .

شنیدن خبرها از دیگران

اگر خبرهایی در مورد همسرتان ( موفقیت ها ، برنامه ها و... ) را شما از دوستان خانوادگی می شنوید و نه از خود او ، یا آخرین نفری هستید که با خبر می شوید ، رابطه تان نیازمند بررسی می باشد .

بی تفاوت شدن

اگر دیگر به نظافت و آراستگی و زیبایی خود برای همسرتان اهمیتی نمی دهید ولی در سایر مواقع سنگ تمام می گذارید ( اگر کلا این چنین شدیده اید به فکر درمان افسردگی باشید ) و یا اینکه خبر و تمایل چندانی به برنامه ها و فعالیتهای همسرتان ندارید ، بدنبال راه چاره باشید .

چه کارهایی باید انجام داد ؟

هنوز دیر نشده است ، ته باک تان کمی بنزین باقی است و می توانید خود را به اولین پمپ بنزبن برسانید .حتی اگر تلاش شما با شکست روبرو شد و نتوانستید زندگی مشترک خود را نجات دهید ، نتایج بسیار خوبی بدست خواهید آورد :

- دیگر بعدا خود را سرزنش نخواهید کرد

- کاستی ها و نواقص خود را یافته و آنها را بر طرف نموده اید .

- در زندگی پس از طلاق ، موفق تر خواهید بود .

-اگر ازدواج مجددی داشته باشید احتمال موفقیت تان در آن بیشتر خواهد بود.

اگر در اوایل زندگی مشترکتان ، علاقه و کشش بهم داشته اید ، شما در ۸۰% موارد نه تنها می توانید از طلاق جلوگیری کنید بلکه به مرور زمان و با تلاش به یک زندگی خوب و خوش دست یابید . پس نکات زیر  را با دقت مطالعه و  عملیاتی کنید ؛

  • احساس می کنید چندین سال از بهترین سالهای زندگی تان هدر رفته است ؟

اشکالی ندارد ، ما بیش از یک سوم عمر خود را صرف خواب و استحمام می کنیم ولی هیچ گاه فکر نمی کنیم که عمرمان تلف شده است . شکست پلی بسوی پیروزی و موفقیت است . حال چند ساعت دیگر به این زمان بظاهر تلف شده اضافه کنید . و برای دور کردن ناامیدی ویاس و پیدا کردن  انگیزه برای تلاش و نجات زندگی مشترکتان حتما از یک مشاور مجرب کمک بگیرید .

  • خودتان شروع کنید و منتظر واکنش و جبران از طرف همسرتان نباشید .

شما کار درست و خوب خود را انجام دهید و توقع حرکتی مثبت از طرف همسرتان نداشته باشید . محبت ، انجام کار خوب در حق کسی بدون انتظار جبران یا تشکر است ( در غیر اینصورت محبت نیست بلکه معامله است ) .

  • خودتان را تغییر دهید

چه اشکالی دارد اگر خواسته همسرتان که با اصول و معیارهای اخلاقی شما مغایرت ندارد را برآورده کنید؟ ابراز محبت و علاقه باعث لوس شدن و یا سوء استفاده نمی شود بلکه همچون آمپول تقویتی است که به روح و روان همسرتان تزریق می کنید . شما بدن خود را با او شریک می شوید ولی حاضر نیستید هرازگاهی یک شاخه گل هدیه کنید ... دست از نصیحت و پند و اندرز دادن بردارید.اگر همسرتان چند بار متذکر کم نمک بودن غذا شده است دست از دکتر بازی بردارید و نگویید نمک برای سلامتی خوب نیست و...

  • بر روی اعتماد به نفس خود ، کار کنید.
  • آگاهی کامل از روابط جنسی صحیح و درست را بدست آورید و در این رابطه با همسر خود کاملا بازصحبت کنید و اگر فانتزی ( تخیلات ) خاصی دارید که خارج از حریم و چهارچوب خانواده نیست آن را ابراز کنید .
  • اگر بطور مستقیم و رو در رو امکان ابراز احساساتتان وجود ندارد ، بدون اینکه انتقاد و یا تحقیر درکار باشد تمامی آرزوها، ناراحتی ها و احساساتتان را روی چند صفحه نوشته و برای همسرتان پست کنید.
  • با یک مشاور با تجربه خانواده مشورت کنید .

 

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

سرکار خانم زینب سلیمانی زوج درمانگر و مشاور ازدواج و طلاق برای زوجین بوده که اکنون از روانشناسان دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل می باشند تا بدین وسیله بتوانیم قدمی هر چند کوچک برای بهبود مسائل خانوادگی برداریم و راهگشای بسیاری از مشکلات خانوادگی و روحی و روانی همراهان عزیز باشیم.

برای ارتباط و مشاوره میتوانید از لینک های شبکه های اجتماعی دکتر سلیمانی استفاده نمایید .