استثمار کارآموزان وکالت ، سوء استفاده از کارآموز وکالت

سوء استفاده از کارآموزان وکالت

مدتی است که در خصوص وضعیت اشتغال و  سوء استفاده از کارآموزان وکالت  چیزهایی می شنوم و می بینم که دلم را به درد می آورد . بر آن شدم تا مطلبی در خصوص سوء استفاده از این عزیزان و استثمار آنها توسط فعالان بازار کشورمان نوشته و در سایت منتشر نمایم. همچنین بعد ها در پست استثمار کارآموزان وکالت با یکی دیگر از کارآموزان وکالت مصاحبه ای ترتیب داده ایم که مطالعه آن را به شما توصیه می کنیم .

سوء استفاده از کارآموزان وکالت

کارآموز وکالت که با هزاران امید و آرزو و دنیای آرمانی خود در آزمون کانون وکلا شرکت کرده و رتبه قابل قبولی را از آن خود نموده است ، تازه بعد از ورود به کانون متوجه می گردد که این قبولی هنوز ابتدای این هفت خان پیچیده است.

کانون که فقط حق عضویت و هزینه ها را می گیرد کارآموز بخت برگشته را به حال خود رها کرده و فقط وظایف او را به وی دیکته می کند و عواقب عدم انجام آنها را گوشزد می نماید.

کارآموز و وکیل سرپرست

اما کارآموز داستان ما نمی تواند به جلسات توجیهی کانون و یک پروانه کارآموزی بسنده کند ، او بایستی پاسخ آرزو ها ، آرمان ها و نوید هایی که در طول تحصیل به خود و خانواده داده است را جستجو کند . برخی از وکلای سرپرست که در واقع بایستی حامی همکاران تازه وارد خود باشند و کاری نمایند که این جوانان به دنیای کار و تلاش وارد شوند در واقع به دفترچه تمبر مالیاتی کارآموزان و اشتیاق آنها برای کسب درآمد دل بسته اند  و خود کارآموز برای آنها اهمیتی ندارد.

آنها به بهانه واگذار نمودن پرونده به کارآموز کاری می کنند که کارآموز تمبر وکالتنامه دعوا را با دفترچه مالیاتی خود ابطال نماید . کارآموز وکالت که آگاهی چندانی نسبت به نحوه محاسبه مالیات و تکلیف در پرداخت ندارد بدون اینکه بداند چکار می کند دفترچه مالیاتی خود را از مهر های رنگارنگ پر میکند و وکیل سرپرست بر این فرصت خوبی که دارد ، شادمانی می کند. اینجاست که استثمار کارآموز وکالت اتفاق می افتد .

کارآموز وکالت و استثمارگران !

کارآموز وکالت زمانی که از حمایت وکیل سرپرست و کانون وکلا نا امید می گردد به آگهی های روزنامه پناه می برد و جویای کار می شود . شرکتها و موسسات خصوصی به توصیه وکیل خود به دنبال کارآموزان وکالت تازه کار هستند تا استخدام نمایند . علت چه می تواند باشد ؟ مگر موکل نمی خواهد وکیلش تخصص و تجربه داشته باشد ؟ چرا ! منتها بیشتر علاقه دارد با کمترین هزینه بیشترین کار را انجام دهد.

کارآموز وکالت حق الوکاله نمی خواهد ، بیمه نمی خواهد ، قرارداد ندارد ،خودش هزینه تمبر مالیاتی را می دهد و در مقابل اوامر حتی غیر قانونی وکیل اصلی شرکت ناچاراً مقاومت زیادی نشان نمی دهد . او را در ساعت های غیر اداری و حتی نیمه شب جهت اجرای حکم می فرستند و این عملیات را جزء وظایف او جلوه می دهند . او باید برای گیر انداختن محکوم علیه کمین کند ، تعقیب کند و وقت بگذارد و درقبال این کارهای هیچ مبلغ اضافه ای دریافت نمی کند. چه بهتر از اینکه شما بتوانید با این هزینه اندک ماهیانه یک نماینده حقوقی و قانونی در دادگاه ها ، سازمانها و کلیه ادارات داشته باشید ؟؟؟  

وکیل اصلی شرکت نیز به کارآموز داستان ما علاقه دارد . چرا ؟ خب معلوم است! او می تواند هر جا اشتباهی رخ دهد آنرا به بی تجربگی و خام دستی کارآموز ربط داده و از بازخواست های شرکت موکل رها گردد. معمولا زمانی که کارآموز وکالت متوجه می گردد که شرکت و وکیل آن دارند چه بلایی سر وی می آورند ، شرکت پرداخت حقوق وی را به تعویق می اندازد ! اکنون کارآموز دو ماه یا سه ما حقوق معوقه دارد و وکیل اصلی شرکت با عملیات غیرقانونی که به کارآموز تحمیل نموده است، وی را به شکایت انتظامی تهدید نموده و به ادامه کار مجبور می نماید!!

این وکلا که شرف را به شرکت فروخته اند ، کارآموزان را فقط ابزار کار و استثمار می بینند ! از خدا نمی ترسند و پول امروز را به عاقبت بخیری فردا ترجیح داده اند . برای آنها همکار و هم صنف معنا و مفهوم ندارد و هر آنچه که بتوانند بر سر وی می آورند.

درد دلهای یک کارآموز وکالت

یکی از کارآموزان روایت می کرد :  

من برای "شرکت صنعت گستر نوروز " که یکی از پیمانکاران شهرداری تهران در بخش مدیریت پسماند است به عنوان وکیل کار می کردم ،یک وکیل مثلا پایه یک دادگستری وکیل اصلی شرکت و در واقع مافوق و ناظر من بود . قرارداد من در دو نسخه تهیه شده و امضا می شد اما هیچگاه این نسخ تبادل نمی گردید و در دل شرکت پنهان می شد. زمانی که من متوجه سوء استفاده ها و اعمال سودجویانه این وکیل و شرکتش شدم ، خدمت صادقانه را قطع نمودم و دیگر با شور و اشتیاق سابق کار نمی کردم .

وکیل مزبور که متوجه تغییر رفتار من شده بود جلوی پرداخت حقوق بنده را گرفت و حقوق من برای دو ماه و نیم معوقه ماند . در اواخر همکاری به امر وکیل فوق از قراری تجدید نظر کردیم که وکالتنامه آن متفقا و منفردا به معیت همان وکیل تنظیم شده بود. بعد از آن به دلیل عدم پرداخت حقوقم با شرکت قطع همکاری کردم . چهار ماه از این قضیه گذشت و در این مدت از شرکت و وکیل مزبور هیچ خبری نشد .فقط کارآموز جدیدی که استخدام کرده بودند هر از چند گاهی برای اطلاع از امور با من تماس می گرفت که بعدا فهمیدم این بیچاره نیز بعد ازینکه دو ماه حقوق خود را نگرفته است با شرکت قطع همکاری نموده است !

روزی وکیل اصلی شرکت تماس گرفت و اذعان نمود تجدید نظر انجام شده به دلیل نقص مدارک پذیرفته نشده و چون شما رفع نقص را به ما اطلاع نداده ای فرصتمان تمام شده و شعبه تجدید نظر را رد کرده است . خودت بیا درستش کن !  من که حدود سه ماه حقوق نگرفته بودم به شدت بر آشفتم و بوی گفتم شما چطور وکیلی هستید که چهار ماه تمام هیچ پیگیری در مورد تجدید نظر فوق نکرده اید و تازه متوجه شده اید که تجدید نظر رد شده است ، شما که از شرکت پول می گرفتی ، شما دیگر چرا ؟!  

وکیل مربوطه مرا به شکایت انتظامی در دادسرای کانون تهدید کرد ولی من درخواست او را نپذیرفتم . چند روز بعد که برای تمدید پروانه به کانون رفتم متوجه شدم که شرکت از بنده شکایت انتظامی کرده است !!! بسیار ناراحت و دلزده ازین دنیای شغلی جدید برای تدارک دفاعیه خود به خانه رفتم....  

 

1
نظر بدهید

avatar
0 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
جدید ترین قدیمی ترین بیشترین رای