تعریف حضانت ، مدت حضانت ، حضانت کودک ، حضانت بچه ، حضانت طفل

تعریف حضانت و مدت حضانت

اغلب افراد در جامعه اصطلاح حضانت را شنیده اند و شاید هم در زمان عقد ازدواج خود با آنها برخورد داشته اند . در پست " تعریف حضانت و مدت حضانت  "  وکلای خانواده به معرفی و بررسی تعریف حضانت و مفهوم ماهیت آن می پردازند و شما را با مدت حضانت یعنی سنینی که پدر و مادر هر کدام کودک را مورد حضانت خود قرار می دهند، آشنا می کنند . با دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل همراه باشید .

مفهوم و ماهیت حضانت

کلمه حضانت  در لغت به معنای نگهداری است. معنی اصطلاحی آن نیز از معنی لغوی دور نیافتاده است. قانون مدنی این کلمه را تعریف نکرده،  بعضی از های امامیه در تعریف آن گفته اند:  حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تربیت و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاردن او در بستر، سرمه کشیدن،  پاکیزه کردن،  شستن جامه‌ های مانند آن.

به تعبیر دیگر می‌توان گفت:  حضانت نگه داشتن طفل، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است، با رعایت حق ملاقات برای خویشاوندان نزدیک شناخته شده است.

سلام حضانت بیشتر ناظر به حمایت جسمی از کودک است، حمایت روحی و اخلاقی نیز در این نهاد حقوقی،هم در حقوق اسلام و هم در حقوق جدید ایران منظور بوده است. بدین جهت در حقوق اسلام گفته اند:  شخصی که  حضانت طفل به او واگذار می شود باید آزاد، مسلمان (در صورتی که طفل مسلمان باشد) و امین باشد.

همچنین بعضی از فقه های امامیه گفتند:  مادری که عهده‌دار حضانت است  نمی‌توانند طفل را از شهر به روستا ببرد، زیرا تعلیم و تربیت کودک در شهر بهتر از روستا تامین می گردد.

وانگهی کلمه ی  تربیت که فقها در تعریف حضانت به کار برده‌اند دارای دو جنبه جسمی و روحی، مادی و معنوی است و اختصاص به پرورش جسمی ندارد.

ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی نیز به جنبه معنوی و اخلاقی حضانت اشاره می کنند، چه این ماده مقرر می دارد که هرگاه در اثر عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، دادگاه می‌تواند هر تصمیمی را که درباره حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند.

 اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند

حق و تکلیف پدر و مادر

حضانت در درجه اول حق و تکلیف طبیعی و قانونی پدر و مادر است که طفل را به دنیا آورده اند.  این تکلیف تا زمانی که طفل به سن بلوغ نرسیده باقی است. مساله ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا در دوره ی ازدواج پدر و مادر از لحاظ حضانت برابرند یا یکی را بر دیگری حق تقدم است.

در فقه امامیه بعضی به استناد پاره‌ی اخبار و احادیث پدر و مادر را در دوره ی ازدواج، از لحاظ حضانت،  در یک ردیف قرار داده آن را تکلیف مشترک زوجین تلقی کرده‌اند.  لیکن عقیده مشهور فقها مبتنی بر حق تقدم یکی بر دیگری بر حسب سن طفل حتی در دوره ازدواج است. اینک نخست از اولویت هر یک از پدر و مادر و سپس از سایر اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند سخن می گوییم.

مدت حضانت

ماده ۱۱۶۹ مادر اصلاحی قانون مدنی مصوب ۱۳۸۲ مقرر می دارد: "برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.

تبصره-  بعد از هفت سالگی،  در صورت حدوث اختلاف،  حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه میباشد."

با توجه به ماده مذکور و ماده ۱۱۶۸ همین قانون مسلم است که حضانت طفل، حق و تکلیف ابوین در برابر فرزند برای مدت است که به وی، طفل اطلاق می شود.

قانون مدنی ایران طفل را تعریف نکرده و در قوانین دیگر نیز تعریفی از طفل به عمل نیامده است ولی با توجه به مقررات مربوط به حجر و قیمومیت، خصوص مواد ۱۲۰۷  و ۱۲۱۰ قانون مدنی به کسی گفته میشود که صغیر باشد و صغیر، چه غیر ممیز باشد چه ممیز، کسی است که سن بلوغ نرسیده باشد. بنابراین به کسی که صغیر است طفل میگویند و مادام که صفت طفولیت زائل نشده، حق و تکلیف حضانت ابوین باقی است و با زوال صفت مزبور تکلیف آنها نیز ساقط می گردد.

در حقوق ایران طبق تبصره ی ۱ ماده ی ۱۲۱۰ قانون مدنی دختر بعد از رسیدن به ۹ سال تمام قمری و پسر بعد از رسیدن به ۱۵ سال تمام قمری بالغ محسوب می شود و به پسر و دختر بعد از رسیدن به سن مزبور کودک یا طفل اطلاق نمی گردد و بدین جهت بعد از سنین مذکور تکلیف حضانت اصولا ساقط و مدت آن پایان می پذیرد.

 البته هر نوجوانی بعد از رسیدن به سن بلوغ و قبل از وارد شدن به جامعه هنوز احتیاج به مراقبت دارد. به همین دلیل در عین حال که حق و تکلیف حضانت ساقط می شود، در عمل و از جهت اخلاقی و مصلحت فردی و اجتماعی، پدر و مادر، خود را موظف می دانند تا رسیدن فرزند به مرحله استقلال عملی،  نظارت و مراقبت خود را نسبت به او ادامه دهند که این نظارت در دختر اصولا تا شوهر کردن و تشکیل خانواده ادامه دارد؛ ولی در پسر معمولا پس از اشتغال به حرفه پایان می پذیرد. به همین جهت محدود کردن مدت حضانت به سن مذکور خلاف عرف و مصلحت بوده و قابل انتقال است.

حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ

گروهی از فقها بر این اعتقادند که حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ و رشد پایان می‌یابد. صاحب جواهر می گوید:" اختلافی نیست در اینکه هرگاه طفل به سن بلوغ و رشد برسد ولایت ابوین بر او ساقط میشود."

با توجه به اینکه این مسئله درباره حضانت مطرح شده و حضانت هم نوعی ولایت به شمار می‌آید وانگهی در عبارت فوق از ولایت ابوین سخن به میان آمده است، باید گفت مقصود از ولایت در اینجا همان حضانت است.

بنابراین نظر-که حتی ادعای اجماع بر آن شده است- حضانت به صرف رسیدن شخص به سن بلوغ پایان نمی یابد، بلکه برای سقوط حضانت تحقق رشد لازم است و تا رشد شخصی احراز نشده، حضانت پدر یا مادر یا شخص دیگر ادامه پیدا میکند.

قابل ذکر است که این نظر، هرچند که با در نظر گرفتن سن پایین بلوغ و اوضاع و احوال اجتماعی امروز مناسب تر می نماید،  با توجه به اینکه رشد در فقه و قانون مدنی مربوط به امور مالی است و نگهداری طفل یک امر غیر مالی میباشد،

قابل انتقال به نظر می رسد و شاید به همین جهت بعضی از فقهای معاصر اظهار نظر کرده اند که مدت حضانت با رسیدن به سن بلوغ (۹ سال در دختر و ۱۵ سال در پسر) خاتمه می یابد و پس از آن، فرزند هر یک از ابوین را که بخواهد برای زندگی با او انتخاب می‌کنند و این قول را به فقهای امامیه نسبت داده اند.

نظر بدهید

avatar