نوشته‌ها

تعریف شخصیت حقوقی ( شرکت )

در این پست دانش نامه حقوقی به شخصیت حقوقی می پردازیم . اگر قصد این باشد که در خصوص حقوق شرکت ها و امور آنها اطلاعات کافی داشته باشید قبل از هر چیز بهتر است تعریف شخصیت حقوقی را بدانید ، شخصیت حقوقی پایه و اساس حقوق شرکتهاست و بدون درک و برداشت صحیح از آن تسلط بر حقوق شرکتها بسیار دشوار خواهد بود . در خصوص تعریف شخصیت حقوقی ، همانند بسیاری از اصطلاحات حقوقی از دیدگاههای متفاوت سخن رانده شده است.

اختلاف موجود از یک سو به برداشتهای گوناگون از ماهیت و معنای عبارت شخصیت حقوقی باز می گردد و از سوی دیگر به عناصر ناهمگونی که هر یک از ارائه کنندگان تعریف بر می شمارند، مربوط می شود. فقدان تعریف در حقوق موضوعه و سکوت رویه قضایی به این اختلاف دامن زده است. زیرا که قانون گذار با به رسمیت شناختن مفهوم شخصیت حقوقی در قوانین مختلف، تنها به برخی از پیامدهای شناسایی این نهاد اشاره نموده است.

تعریف شخصیت حقوقی

هر چند تعریف کاملی از شخصیت حقوقی که مورد پذیرش همه ی حقوقدانان باشد ارائه نشده است، لکن با جمع بندی تعاریف گوناگون، می توان به تعریفی که متضمن اوصاف اصلی همه آن تعاریف باشد، دست یافت. دکتر شایگان، نهاد شخصیت حقوقی را این گونه به رشته ی تعریف درآورده اند:

«شخص حقوقی یا اعتباری، عبارت از دسته ای افراد انسان یا موسسه ای از موسسات تجاری یا خیریه و امثال آنهاست که قانون به آنها شخصیت می دهد، یعنی برای آنها حقوق و تکالیفی شبیه به حقوق و تکالیف انسانی- تا آنجا که مسیر است- قائل می شود. دولت شهرها، شرکتهای تجاری، دانشگاهها، بیمارستانها، اشخاص حقوقی هستند.»

دکتر کاتبی شخص حقوقی را تنها «اجتماع و تشکیل و همبستگی افراد انسانی یا اشخاص حقیقی» به شمار می آورد که «به منظور انجام مقصد و هدفی اعم از انتفاعی یا غیر انتفاعی تحت شرایط و مقررات قانونی به وجود می آید». در تعریف اخیر، اشخاص حقیقی عنصر محوری شخصیت حقوقی به شمار رفته اند؛ در حالی که همان گونه که در تعریف دیگری به درستی اشاره شده اشخاص حقوقی نیز می توانند خود شخصیت حقوقی به شمار رفته اند، در حالی که همان گونه که در تعریف دیگری به درستی اشاره شده اشخاص حقوقی نیز می توانند خود شخصیت حقوقی مستقل جدیدی را ایجاد کنند. به موجب این تعریف:

«شخص حقوقی عبارت از شخصیتی است که به وسیله شخص یا اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی به وجود می آید و می تواند دارای همه نوع دارایی و حقوق و تکالیف و اعمال آنها جز آنچه که مختص به فرد انسان است بشود.»

تعریف حقوق دانان از شخصیت حقوقی

برخی از حقوقدانان ایرانی، برای تعریف شخص حقوقی بیشتر تلاش نموده اند تا ماهیت و فرضیه های مربوط به شخصیت حقوقی و آثار آن را تبیین نمایند. شماری دیگر، ضمن تأکید بر اینکه تعریف و شناسایی شخصیت حقوقی مستلزم شناسایی شخص حقوقی است، شخصیت حقوقی را عبارت از اهلیت و صلاحیت دارا شدن حقوق و تکالیف، قبول تعهدات و اجرای آنها از طرف شخص حقوقی می دانند. در تعریف اخیر برای آشنایی با مفهوم شخصیت حقوقی، ناگزیر باید ابتدا شخص حقوقی و ویژگیهای آن را شناخت. در نزد برخی حقوقدانان، شخصیت حقوقی ، معنایی برابر با موجودیت و ماهیت شخص دارد و شخصیت حقوقی را به معنای عام کلمه به دارنده حقوق اعم از انسان و یا جمعیت و موسسه اطلاق نموده اند. بر این اساس، شخصیت حقوقی مفهومی کلی دارد و نباید به دسته خاصی از اشخاص بار گردد.

دکتر حسن امامی که در زمره ی معتقدان به این تحلیل است، شخصیت حقوقی را عبارت از قابلیتی در انسان به شمار می آورد که به واسطه آن بتواند « در جامعه دارای تکلیف و حق قرار گیرد و ان را به واسطه یا بدون واسطه اجرا نماید. بنابراین در اصطلاح علم حقوق ، شخص حقوقی به کسی گفته می شود که بتواند دارای حق گردد و عهده دار تکلیف شود و بتواند آن را اجرا نماید. حق و تکلیف چون از موضوعات حقوقی است آن وضعیت موجود را در شخص، «شخصیت حقوقی» گویند». ایشان با توضیح مزبور، به تعریف دقیق از شخصیت حقوقی نزدیک تر می شوند: « در میان روابط حقوقی که در جامعه موجود است حقوق و تعهداتی مشاهده می شود که موضوع آن اشخاص طبیعی نیستند، بلکه جمعیت ها و موسساتی هستند که مانند اشخاص طبیعی دارایی دارند که آنها را اشخاص حقوقی، اعتباری یا اخلاقی می نامند».

به نظر می رسد دکتر حسین صفایی نیز با همان نگاه مفهوم شخصیت حقوقی را تحلیل می نماید، آنجا که می گوید: « اگر آن گونه که گفته شد شخصیت عبارت است از: وصف و شایستگی شخص برای اینکه طرف و صاحب حق و تکلیف باشد، بنابراین، شخصیت مزبور می تواند اعم از حقیقی و حقوقی باشد».

یکی از نویسندگان حقوقی که در زمینه بررسی ابعاد نهاد شخصیت حقوقی تلاش شایان تقدیری مبذول داشته، بر این باور است که « شخصیت و اهلیت ذاتی شخص نباشد، بلکه قانون گذار و یا خردمندان یک جامعه آن را برای موجودی اعتبار نموده باشند، و در نتیجه قابلیت سلب و انفکاک ار آن موجود را داشته باشد، در این صورت، چنین شخصیتی را، « شخصیت  حقوقی » و دارنده و صاحب آن را « شخص حقوقی » می نامند».

دکتر ابوالحمد ضمن تفکیک میان شخص حقوقی و همه ی عناصر متشکله ی آن، شخص حقوقی را عبارت از اجتماع منافع و هدف هایی می داند که قدرت عمومی آن را به عنوان واحد مستقل از عناصر تشکیل دهنده اش تلقی می کند و مورد حمایت قرار می دهد».

با ملاحظه ویژگیهای شخصیت حقوقی و نیز تعاریف داده شده در این رابطه، می توان این نهاد را این گونه تعریف نمود:

«شخصیت حقوقی عبارت از مجموعه اموال یا اشخاص است که برای تحقق هدفی معین و مطابق ضوابط یا تشریفات خاصی شکل یافته و صلاحیت دارا شدن حقوق و تکالیف مستقل را دارد».

در تعریف بالا، مجموعه اموال و اشخاص به عنوان عنصری محوری به کار رفته است. زیرا که تصور تشکیل شخصیت حقوقی به صرف وجود مالی بدون وجود اشخاص و یا عکس آن تصوری باطل نیست. برای نمونه در مورد وقف و به ویژه از نوع عام، اشخاص عنصر تشکیل دهنده وقف به شمار نمی آیند. در مقابل موسسات با اهداف فرهنگی ، خیریه و ... ممکن است صرفا متشکل از اشخاص و بدون سرمایه تأسیس گردند.