نوشته‌ها

استثمار کارآموزان وکالت

متاسفانه وضعیت مالی کارآموزان وکالت که اکثرا از قشر تحصیل کرده و استعدادهای درخشان کشور در دانشگاهها هستند و در آزمون کانون وکلا نیز رتبه های درخشان کسب نموده اند ، بسیار وخیم است و این موضوع راه را بر استثمار گروهی از سودجویان و سوء استفاده از کارآموز وکالت باز می کند . در این پست به بررسی معضل استثمار کارآموزان وکالت پرداخته و همچنین مصاحبه ای کوتاه خواهیم داشت با یکی از کارآموزان ممتاز کانون وکلای مرکز که خود قربانی این استثمار سیاه شده است . با اریکه عدل همراه باشید .

چرا استثمار کارآموزان وکالت اتفاق می افتد ؟

پیشتر ازین می گفتند که اگر فقر از پنجره ای وارد شود عشق از پنجره درگیر خارج میشود  ما اکنون می گوییم که اگر فقر از دری وارد شود ، زندگی از در دیگر خارج می شود ! این موضوع تنها به کارآموزان وکالت شمول نمی یابد بلکه ماجرایی است که برای همه تازه واردان بازار کار صادق است . کارآموز وکالت به دلیل مشکلات مالی عدیده ای که دارد با وجودی که کاملا بر موضوع واقف است باز هم تن به قراردادهای ناروا و غیر منصفانه که منتهی به استثمار کارآموزان وکالت است ، می دهد و مشکلات بسیاری را در آینده برای خود رقم میزند .

می توان اذعان نمود که استثمار کارآموزان وکالت و سوء استفاده از کارآموز وکالت  به دلیل بی تجربگی  و فقد آگاهی اتفاق نمی افتد بلکه بیشتر به دلیل ضیغ معاش و ضعف مالی گسترده تازه واردان بازار وکالت است که اتفاق می افتد . بارها مشاهده شده است که کارآموزان وکالت زمانی که با فردی یا شرکتی قرارداد منعقد می کنند حتی نسخه خود را از قرارداد دریافت نمی کنند !  در حقیقت کارآموز وکالت می داند که تبادل نسخ قراردادی یکی از ارکان صحت قرارداد است . پس چرا در مسیر دریافت آن اقدام نمی کند ؟  چرا تن به ادامه چنین کاری می دهد ؟ پاسخ مشخص است .

چه کسانی استثمارگری می کنند ؟

مطابق تجربه نگارنده اکثر استثمار گران که یوق استثمار را بر گردن نحیف کارآموزان می زنند ، شرکت ها و موسسات هستند .  معمولا این شرکت ها کارآموزان را در قبال حقوق ماهیانه نازلی به استخدام در می آورند و پس از آن بدون هیچ گونه دردسری از وکالتنامه های وی مجاناً استفاده می کنند و حتی مالیات حق الوکاله نگرفته را بر وی تحمیل می کنند !

به عقیده نگارنده قرارداد مشاوره حقوقی اگر قرار است منعقد شود نباید شامل مراجعه به دادگاه و دفاع از طرف قرارداد باشد . قرارداد مشاوره حقوقی به معنای دفاع در دادگاه و یا طرح دعوی نیست . کارآموزان باید آگاه باشند اگر قرار است در پرونده ای به عنوان وکیل مداخله داشته باشند ، باید قرارداد خصوصی با موکل تنظیم کنند و وکالت نامه مستقلی از وی دریافت دارند .

کارآموز نباید در قبال دریافت مبلغی ماهیانه در ده ها  پرونده اعلام وکالت نماید . این موضوع نماد بارز استثمار است و مسئولین کانون وکلای دادگستری باید برای آن چاره ای اندیشه نمایند . کارآموز اگر به استخدام شرکتی در می آید باید برای هر پرونده قرارداد جداگانه داشته باشد و بابت ان حق الوکاله دریافت کند . چرا که بعد ها اداره دارائی توجهی به قرارداد مشاوره حقوقی نخواهد کرد و کارآموز را شخصی خواهد دانست که قراردادهای وکالت زیادی منعقد نموده است و حق الوکاله های متعددی نیز دریافت داشته است !

در ادامه به مصاحبه کوتاهی که با یکی از کارآموزان کانون وکلای مرکز شده است ، توجه شمار را جلب می کنیم :

+ شما چه زمانی پروانه خود را دریافت داشتید و چه زمانی به استخدام شرکت استثمارگر در آمدید ؟

  • بنده در سال ۱۳۹۳ پروانه کارآموزی خود را دریافت داشتم و در اواخر همان سال به استخدام شرکت مذکور در آمدم .

+ چقدر حق الزحمه دریافت می کردید ؟

  • بنده ماهیانه مبلغ ۱۵ میلیون ریال بابت حضور دائمی و کار تمام وقت دریافت می کردم .

+ سیستم کاری شما در آن شرکت چگونه بود ؟

  • بنده در حقیقت دستیار بودم و در حقیقت کلیه امور در اختیار و مدیریت وکیل اصلی شرکت که بیش از ۱۰ سال سابقه داشت بود . وکیل شرکت در حقیقت از من به عنوان یک ابزار کار استفاده می کرد و اموری همچون ابطال تمبر ، کارهای اجرایی ، اجرای احکام ، بازداشت و ثبت دادخواست ها و اعتراض ها را به بنده می سپرد .

+آیا بابت این امور حق الوکاله هم دریافت می کردید ؟ 

  • خیر ، در حقیقت حق الوکاله ها را وکیل اصلی شرکت دریافت می کرد و بنده تنها حقوق می گرفتم .

+ وضعیت ابطال تمبر به چه شکل بود ؟ 

  • در اکثر اوقات وکیل شرکت سعی می کرد با دفترچه مالیاتی بنده ابطال تمبر را انجام دهد . اوایل بنده چون به موضوع واقف نبودم تن به این کار می دادم اما بعدا مقاومت می کردم . منتهخا بسیاری از مهرهای دفترچه ام متعلق به همین زمان بوده است .

+ آیا نسخه قرارداد خود را دریافت کرده اید ؟

  • خیر ، شرکت به بهانه های مختلف از تحویل این قرارداد خودداری کرد .

+ چرا با شرکت قطع همکاری نمودید ؟ 

  • در دو ماه آخر همکاری بنده شرکت حقوق دو ماه بنده را پرداخت ننمود  و بنده هم پس از این قطع همکاری کردم .

+ آیا همکاری شما با این شرکت پیامد هایی هم برای شما داشته است ؟

  • بله متاسفانه شرکت به دلیل اینکه من را از مراجعه به مراجع قضایی و مطالبه حقوق معوقه ام باز دارد ، علیه بنده در دادسرای انتظامی شکایت طرح نمود . بهانه شرکت برای شکایت این بود که بنده ابلاغی را دریافت داشته ام  و به شرکت اطلاع نداده ام . در حالی که بنده این ابلاغ را پس از قطع همکاری دریافت داشته و آن را به نماینده شرکت پیامک کرده بودم .

+ آیا تجربه خاصی در طول مدت همکاری دارید ؟ 

  • توصیه بنده این اسن که هیچ کارآموزی با قرارداد مشاوره به خدمت شرکت ها و افراد در نیاید . گذشته از آن اگر با وکیل دیگری همکاری می کند حتما مدارکی که از وکیل می گیرد را مجددا کنترل نماید . به طور مثال بنده در اواخر همکاری خود برای ثبت دادخواست تجدید نظر ، لایحه اعتراصیه و برگ ابلاغ را از وکیل اصلی شرکت تحویل گرفتم و تجدیدنظر را ثبت کردم . بع از آن وکیل شرکت در شکایت انتظامی خود عنوان کرد که بنده تاریخ ابلاغ را تحریف نموده ام ( در صورتی که بنده تنها اوراق را تحویل گرفتم و تصرفی در آنها نکردم) . حال چون تجدیدنظر صرفا با امضای بنده ثبت شده است ، در دادگاه انتظامی این ماجرا گریبان گیر بنده شده است .

+ آیا درخواستی از مسئولین دارید ؟ 

  • لطفا مسئولین ورودی کانون وکلا را کاهش دهند ! بنده خودم رتبه یر ۵۰ را کسب نموده ام منتها حدود ۱۴۵۰ نفر پس از من نیز پذیرش شده اند ! قبل از این ماجرا هم توان مالی مردم کاهش یافته بود و عملا قادر به استخدما وکیل نبوده اند حال که تعداد آنها هم بسیار زیاد شده است . دیگر در عمل هیچ کاری برای کارآموزان وکالت و تازه واردان باقی نمی ماند و نتیجه تسهیل استثماری گری شرکت ها و اشخاص سود جو است . نهاد کانون باید حامی باشد ، صدور پروانه وکالت یکی از فرعی ترین وظایف این نهاد است . و نکته دیگر اینکه دادگاههای انتظامی کانون نیز در شکایات این اسثمارگران حامی کارآموزان وکالت باشند .

+ از شما متشکریم .

موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل با سوء استفاده از کارآموز وکالت به شدت مخالف است . در مجموعه ما دانشجویان حقوق و کارآموزان وکالت به عنوان حقوق یار استخدام می گردند و در هیچ یک از پرونده ها دخالت اجرایی ندارند . قرارداد آنها به صورت شفاف تنظیم می گردد و نسخ تبادل می گردند . این قرارداد فقط قرارداد ارائه مشاوره حقوقی است نه وکالت دادگستری . پیش از این در پست نحوه پذیرش پرونده در اریکه عدل به این موضوع اشاره کرده ایم . حقوق یار در اریکه عدل به آماده سازی مقدمات پرونده پرداخته و نیازهای مقدماتی وکلای اصلی پرونده را فراه می سازد . اریکه عدل در ضمن مشارکت کارآموزان در هیاتهای دفاع ( متشکل از حقوق یار ، وکیل همیار و وکیل ارشد ) ، آنها را برای یک آینده شغلی درخشان آماده می کند .

سوء استفاده از کارآموزان وکالت

مدتی است که در خصوص وضعیت اشتغال و  سوء استفاده از کارآموزان وکالت  چیزهایی می شنوم و می بینم که دلم را به درد می آورد . بر آن شدم تا مطلبی در خصوص سوء استفاده از این عزیزان و استثمار آنها توسط فعالان بازار کشورمان نوشته و در سایت منتشر نمایم. همچنین بعد ها در پست استثمار کارآموزان وکالت با یکی دیگر از کارآموزان وکالت مصاحبه ای ترتیب داده ایم که مطالعه آن را به شما توصیه می کنیم .

سوء استفاده از کارآموزان وکالت

کارآموز وکالت که با هزاران امید و آرزو و دنیای آرمانی خود در آزمون کانون وکلا شرکت کرده و رتبه قابل قبولی را از آن خود نموده است ، تازه بعد از ورود به کانون متوجه می گردد که این قبولی هنوز ابتدای این هفت خان پیچیده است.

کانون که فقط حق عضویت و هزینه ها را می گیرد کارآموز بخت برگشته را به حال خود رها کرده و فقط وظایف او را به وی دیکته می کند و عواقب عدم انجام آنها را گوشزد می نماید.

کارآموز و وکیل سرپرست

اما کارآموز داستان ما نمی تواند به جلسات توجیهی کانون و یک پروانه کارآموزی بسنده کند ، او بایستی پاسخ آرزو ها ، آرمان ها و نوید هایی که در طول تحصیل به خود و خانواده داده است را جستجو کند . برخی از وکلای سرپرست که در واقع بایستی حامی همکاران تازه وارد خود باشند و کاری نمایند که این جوانان به دنیای کار و تلاش وارد شوند در واقع به دفترچه تمبر مالیاتی کارآموزان و اشتیاق آنها برای کسب درآمد دل بسته اند  و خود کارآموز برای آنها اهمیتی ندارد.

آنها به بهانه واگذار نمودن پرونده به کارآموز کاری می کنند که کارآموز تمبر وکالتنامه دعوا را با دفترچه مالیاتی خود ابطال نماید . کارآموز وکالت که آگاهی چندانی نسبت به نحوه محاسبه مالیات و تکلیف در پرداخت ندارد بدون اینکه بداند چکار می کند دفترچه مالیاتی خود را از مهر های رنگارنگ پر میکند و وکیل سرپرست بر این فرصت خوبی که دارد ، شادمانی می کند. اینجاست که استثمار کارآموز وکالت اتفاق می افتد .

کارآموز وکالت و استثمارگران !

کارآموز وکالت زمانی که از حمایت وکیل سرپرست و کانون وکلا نا امید می گردد به آگهی های روزنامه پناه می برد و جویای کار می شود . شرکتها و موسسات خصوصی به توصیه وکیل خود به دنبال کارآموزان وکالت تازه کار هستند تا استخدام نمایند . علت چه می تواند باشد ؟ مگر موکل نمی خواهد وکیلش تخصص و تجربه داشته باشد ؟ چرا ! منتها بیشتر علاقه دارد با کمترین هزینه بیشترین کار را انجام دهد.

کارآموز وکالت حق الوکاله نمی خواهد ، بیمه نمی خواهد ، قرارداد ندارد ،خودش هزینه تمبر مالیاتی را می دهد و در مقابل اوامر حتی غیر قانونی وکیل اصلی شرکت ناچاراً مقاومت زیادی نشان نمی دهد . او را در ساعت های غیر اداری و حتی نیمه شب جهت اجرای حکم می فرستند و این عملیات را جزء وظایف او جلوه می دهند . او باید برای گیر انداختن محکوم علیه کمین کند ، تعقیب کند و وقت بگذارد و درقبال این کارهای هیچ مبلغ اضافه ای دریافت نمی کند. چه بهتر از اینکه شما بتوانید با این هزینه اندک ماهیانه یک نماینده حقوقی و قانونی در دادگاه ها ، سازمانها و کلیه ادارات داشته باشید ؟؟؟  

وکیل اصلی شرکت نیز به کارآموز داستان ما علاقه دارد . چرا ؟ خب معلوم است! او می تواند هر جا اشتباهی رخ دهد آنرا به بی تجربگی و خام دستی کارآموز ربط داده و از بازخواست های شرکت موکل رها گردد. معمولا زمانی که کارآموز وکالت متوجه می گردد که شرکت و وکیل آن دارند چه بلایی سر وی می آورند ، شرکت پرداخت حقوق وی را به تعویق می اندازد ! اکنون کارآموز دو ماه یا سه ما حقوق معوقه دارد و وکیل اصلی شرکت با عملیات غیرقانونی که به کارآموز تحمیل نموده است، وی را به شکایت انتظامی تهدید نموده و به ادامه کار مجبور می نماید!!

این وکلا که شرف را به شرکت فروخته اند ، کارآموزان را فقط ابزار کار و استثمار می بینند ! از خدا نمی ترسند و پول امروز را به عاقبت بخیری فردا ترجیح داده اند . برای آنها همکار و هم صنف معنا و مفهوم ندارد و هر آنچه که بتوانند بر سر وی می آورند.

درد دلهای یک کارآموز وکالت

یکی از کارآموزان روایت می کرد :  

من برای "شرکت صنعت گستر نوروز " که یکی از پیمانکاران شهرداری تهران در بخش مدیریت پسماند است به عنوان وکیل کار می کردم ،یک وکیل مثلا پایه یک دادگستری وکیل اصلی شرکت و در واقع مافوق و ناظر من بود . قرارداد من در دو نسخه تهیه شده و امضا می شد اما هیچگاه این نسخ تبادل نمی گردید و در دل شرکت پنهان می شد. زمانی که من متوجه سوء استفاده ها و اعمال سودجویانه این وکیل و شرکتش شدم ، خدمت صادقانه را قطع نمودم و دیگر با شور و اشتیاق سابق کار نمی کردم .

وکیل مزبور که متوجه تغییر رفتار من شده بود جلوی پرداخت حقوق بنده را گرفت و حقوق من برای دو ماه و نیم معوقه ماند . در اواخر همکاری به امر وکیل فوق از قراری تجدید نظر کردیم که وکالتنامه آن متفقا و منفردا به معیت همان وکیل تنظیم شده بود. بعد از آن به دلیل عدم پرداخت حقوقم با شرکت قطع همکاری کردم . چهار ماه از این قضیه گذشت و در این مدت از شرکت و وکیل مزبور هیچ خبری نشد .فقط کارآموز جدیدی که استخدام کرده بودند هر از چند گاهی برای اطلاع از امور با من تماس می گرفت که بعدا فهمیدم این بیچاره نیز بعد ازینکه دو ماه حقوق خود را نگرفته است با شرکت قطع همکاری نموده است !

روزی وکیل اصلی شرکت تماس گرفت و اذعان نمود تجدید نظر انجام شده به دلیل نقص مدارک پذیرفته نشده و چون شما رفع نقص را به ما اطلاع نداده ای فرصتمان تمام شده و شعبه تجدید نظر را رد کرده است . خودت بیا درستش کن !  من که حدود سه ماه حقوق نگرفته بودم به شدت بر آشفتم و بوی گفتم شما چطور وکیلی هستید که چهار ماه تمام هیچ پیگیری در مورد تجدید نظر فوق نکرده اید و تازه متوجه شده اید که تجدید نظر رد شده است ، شما که از شرکت پول می گرفتی ، شما دیگر چرا ؟!  

وکیل مربوطه مرا به شکایت انتظامی در دادسرای کانون تهدید کرد ولی من درخواست او را نپذیرفتم . چند روز بعد که برای تمدید پروانه به کانون رفتم متوجه شدم که شرکت از بنده شکایت انتظامی کرده است !!! بسیار ناراحت و دلزده ازین دنیای شغلی جدید برای تدارک دفاعیه خود به خانه رفتم....