علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

در این مقاله قصد داریم تا با همکاری همکارانمان در واحد روانشناسی دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل ، مطالبی موثر در شیوه تفکر خانوادگی و علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم ارائه نماییم تا بدین سبب با تلفیق علم روانشناسی و حقوق تاثیر شگرفی در بحث حفظ بنیان خانواده در جامعه داشته باشیم و قدمی هرچند کوچک در این حوزه برداریم :

زندگی یک فیلم خانوادگی نیست

گاهی این که توقع داشته باشیم همسرمان مثل شخصیت فلان سریال در هنگام دعوا برایمان نامه عاشقانه بنویسد ، خیلی اشتباه است . بپذیریم که زندگی واقعی و خصوصیات همسرمان ، آن چیزی است که باید با آن زندگی کنیم ، نه رویاهای دوران نوجوانی .

اگر بخواهیم منتظر پیش قدم شدن همسرمان بشویم شاید کار از کار بگذرد . اگر زمان دعوا طولانی شد ، باید ببینیم در ازای چیزی که به دست می آوریم چه چیزی را از دست می دهیم .

یادتان باشد ، شما بزودی با همسرتان آشتی می کنید ، اما تصویری که ازاو در هنگام ناراحتی درذهن دیگران می سازید ، هرگز فراموش نمی شود. در زمان قهر و دلخوری با دیگران در مورد همسرتان صحبت نکنید .

کنترل کردن تغییرات زندگی

زندگی دارای مراحل طبیعی مختلفی است ؛ مراحلی چون ازدواج ، پدر یا مادر شدن ، و بازنشستگی ، این مراحل باعث می شوند تا نقش های شما در زندگی تغییر کند . برای آینده برنامه ریزی کنید و آماده این تغییرات باشید.

با کسانی که این مراحل را پشت سر گذاشته اند صحبت کنید و ببینید چگونه می توانید از پس مسایل و مراحل زندگی بر بیایید و به پاداش هایی که پیش رویتان است برسید .

هرگاه وارد مرحله تازه ای از زندگی خود می شوید ، آمادگی تغییر دادن دیدگاههای خود را داشته باشید . نزدیکان خود را در جریان تغییراتی که در زندگیتان روی داده قرار دهید تا اینکه آنها به آشفتگی و ابهام و ناکامی دچار نشوند و بتوانند خود را با نگرش ها و دیدگاه های تغییر یافته شما ، سازگار کنند .

حال بیایید با یکدیگر به علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم بپردازیم تا هرچه بیشتر در این باره اطلاعات کسب کنیم که در صورت مواجه شدن با یکی از موارد زیر سریعا راهکارهایی را بیاندیشیم و یا با مشاوره ی خانواده ی مناسب مشورت کرده و از تمامی اتفاقات ناگوار جلوگیری کنیم

طلاق، روانشناسی خانواده، زندگی زناشویی، زناشویی ناسالم، روابط جنسی

علائم و نشانه های زندگی زناشویی ناسالم

بجز موارد استثنایی ، طلاق یک روند تدریجی است و بطورناگهانی رخ نمی دهد . اگر رابطه زناشویی را به بنزین تشبیه کنیم هر چه رابطه ضعیف تر شود ، بنزین باک کاهش می یابد تا اینکه چراغ بنزین ذخیره روشن می شود و آن علامت  هشدار دهنده ، نشان از خالی شدن کامل باک در آینده نزدیک خواهد بود . نشانه های زیر علائم رسیدن سوخت زندگی مشترک به مرحله هشداردهنده و زنگ خطری برای تمام شدن آن است . (طلاق)

به کرات به فکر طلاق هستید

اکثر افراد در مواقع مشاجرات جدی ممکن است به فکر جدایی بیفتند که نسبتاَ طبیعی می باشد ولی اگر بدون مشکل جدی و هرازگاهی به فکر طلاق می افتید و با خود می گویید که چقدر خوب می شد تنها بودید ، بایستی به فکر چاره باشید .

مواقع و زمان های خوش و مثبت ، کمتر از مواقع منفی و ناراحتی است 

در یک ازدواج سالم ، زمان هایی که زوجین با هم خوب و خوش هستند  ، پنج برابر مواقع ناخوشایند بین آنهاست و زمانی که این نسبت شدیداَ کاهش یابد و خصوصا برعکس شود ، بایستی به فکر اشکال بسیار جدی در زندگی مشترک بود .

چیزی برای گفتن ندارید

در اکثر مواقع این زوجین  که با هم هستند چیزی برای گفتن ندارند و یا اگر هم صحبت کنند در حد یک هم اتاقی و یا غریبه است . البته این بدان معنی نیست که زوجین باید بیشتر مواقع در حال گفتگو با هم باشند بلکه میل و رغبتی برای آن وجود ندارد . در حالی که اگر دوستان صمیمی هر یک از زوجین در همان موقعیت حضور داشتند موضوعی برای گفتگو و حرف زدن با هم می داشتند .

بدبین شدن

یکی از ویژگی های افراد با عزت نفس پایین احساس عدم امنیت است . این افراد نگرانند که رها شوند و دیگر همسرشان آنها را دوست نداشته باشد و برای اثبات این حس بدنبال شواهد آن هستند و چون فقط از این دریچه به موضوعات نگاه می کنند تقریباَ همیشه چیزی به نفع افکارشان پیدا خواهند کرد .

کاهش روابط جنسی

اگر روابط جنسی شدیداَ کاهش یافته یا دیگر چندان از آن لذت نمی برید و دلیل مشخصی برای آن وجود ندارد ، به فکر راه چاره باشید .

شنیدن خبرها از دیگران

اگر خبرهایی در مورد همسرتان ( موفقیت ها ، برنامه ها و... ) را شما از دوستان خانوادگی می شنوید و نه از خود او ، یا آخرین نفری هستید که با خبر می شوید ، رابطه تان نیازمند بررسی می باشد .

به قلم :سرکار خانم دکتر زینب سلیمانی (مشاور خانواده)

 

تعریف حضانت و مدت حضانت

اغلب افراد در جامعه اصطلاح حضانت را شنیده اند و شاید هم در زمان عقد ازدواج خود با آنها برخورد داشته اند . در پست " تعریف حضانت و مدت حضانت  "  وکلای خانواده به معرفی و بررسی تعریف حضانت و مفهوم ماهیت آن می پردازند و شما را با مدت حضانت یعنی سنینی که پدر و مادر هر کدام کودک را مورد حضانت خود قرار می دهند، آشنا می کنند . با دپارتمان خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل همراه باشید .

مفهوم و ماهیت حضانت

کلمه حضانت  در لغت به معنای نگهداری است. معنی اصطلاحی آن نیز از معنی لغوی دور نیافتاده است. قانون مدنی این کلمه را تعریف نکرده،  بعضی از های امامیه در تعریف آن گفته اند:  حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تربیت و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاردن او در بستر، سرمه کشیدن،  پاکیزه کردن،  شستن جامه‌ های مانند آن.

به تعبیر دیگر می‌توان گفت:  حضانت نگه داشتن طفل، مواظبت و مراقبت او و تنظیم روابط او با خارج است، با رعایت حق ملاقات برای خویشاوندان نزدیک شناخته شده است.

سلام حضانت بیشتر ناظر به حمایت جسمی از کودک است، حمایت روحی و اخلاقی نیز در این نهاد حقوقی،هم در حقوق اسلام و هم در حقوق جدید ایران منظور بوده است. بدین جهت در حقوق اسلام گفته اند:  شخصی که  حضانت طفل به او واگذار می شود باید آزاد، مسلمان (در صورتی که طفل مسلمان باشد) و امین باشد.

همچنین بعضی از فقه های امامیه گفتند:  مادری که عهده‌دار حضانت است  نمی‌توانند طفل را از شهر به روستا ببرد، زیرا تعلیم و تربیت کودک در شهر بهتر از روستا تامین می گردد.

وانگهی کلمه ی  تربیت که فقها در تعریف حضانت به کار برده‌اند دارای دو جنبه جسمی و روحی، مادی و معنوی است و اختصاص به پرورش جسمی ندارد.

ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی نیز به جنبه معنوی و اخلاقی حضانت اشاره می کنند، چه این ماده مقرر می دارد که هرگاه در اثر عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، دادگاه می‌تواند هر تصمیمی را که درباره حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند.

 اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند

حق و تکلیف پدر و مادر

حضانت در درجه اول حق و تکلیف طبیعی و قانونی پدر و مادر است که طفل را به دنیا آورده اند.  این تکلیف تا زمانی که طفل به سن بلوغ نرسیده باقی است. مساله ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا در دوره ی ازدواج پدر و مادر از لحاظ حضانت برابرند یا یکی را بر دیگری حق تقدم است.

در فقه امامیه بعضی به استناد پاره‌ی اخبار و احادیث پدر و مادر را در دوره ی ازدواج، از لحاظ حضانت،  در یک ردیف قرار داده آن را تکلیف مشترک زوجین تلقی کرده‌اند.  لیکن عقیده مشهور فقها مبتنی بر حق تقدم یکی بر دیگری بر حسب سن طفل حتی در دوره ازدواج است. اینک نخست از اولویت هر یک از پدر و مادر و سپس از سایر اشخاصی که عهده‌دار حضانت هستند سخن می گوییم.

مدت حضانت

ماده ۱۱۶۹ مادر اصلاحی قانون مدنی مصوب ۱۳۸۲ مقرر می دارد: "برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است.

تبصره-  بعد از هفت سالگی،  در صورت حدوث اختلاف،  حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه میباشد."

با توجه به ماده مذکور و ماده ۱۱۶۸ همین قانون مسلم است که حضانت طفل، حق و تکلیف ابوین در برابر فرزند برای مدت است که به وی، طفل اطلاق می شود.

قانون مدنی ایران طفل را تعریف نکرده و در قوانین دیگر نیز تعریفی از طفل به عمل نیامده است ولی با توجه به مقررات مربوط به حجر و قیمومیت، خصوص مواد ۱۲۰۷  و ۱۲۱۰ قانون مدنی به کسی گفته میشود که صغیر باشد و صغیر، چه غیر ممیز باشد چه ممیز، کسی است که سن بلوغ نرسیده باشد. بنابراین به کسی که صغیر است طفل میگویند و مادام که صفت طفولیت زائل نشده، حق و تکلیف حضانت ابوین باقی است و با زوال صفت مزبور تکلیف آنها نیز ساقط می گردد.

در حقوق ایران طبق تبصره ی ۱ ماده ی ۱۲۱۰ قانون مدنی دختر بعد از رسیدن به ۹ سال تمام قمری و پسر بعد از رسیدن به ۱۵ سال تمام قمری بالغ محسوب می شود و به پسر و دختر بعد از رسیدن به سن مزبور کودک یا طفل اطلاق نمی گردد و بدین جهت بعد از سنین مذکور تکلیف حضانت اصولا ساقط و مدت آن پایان می پذیرد.

 البته هر نوجوانی بعد از رسیدن به سن بلوغ و قبل از وارد شدن به جامعه هنوز احتیاج به مراقبت دارد. به همین دلیل در عین حال که حق و تکلیف حضانت ساقط می شود، در عمل و از جهت اخلاقی و مصلحت فردی و اجتماعی، پدر و مادر، خود را موظف می دانند تا رسیدن فرزند به مرحله استقلال عملی،  نظارت و مراقبت خود را نسبت به او ادامه دهند که این نظارت در دختر اصولا تا شوهر کردن و تشکیل خانواده ادامه دارد؛ ولی در پسر معمولا پس از اشتغال به حرفه پایان می پذیرد. به همین جهت محدود کردن مدت حضانت به سن مذکور خلاف عرف و مصلحت بوده و قابل انتقال است.

حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ

گروهی از فقها بر این اعتقادند که حضانت با رسیدن طفل به سن بلوغ و رشد پایان می‌یابد. صاحب جواهر می گوید:" اختلافی نیست در اینکه هرگاه طفل به سن بلوغ و رشد برسد ولایت ابوین بر او ساقط میشود."

با توجه به اینکه این مسئله درباره حضانت مطرح شده و حضانت هم نوعی ولایت به شمار می‌آید وانگهی در عبارت فوق از ولایت ابوین سخن به میان آمده است، باید گفت مقصود از ولایت در اینجا همان حضانت است.

بنابراین نظر-که حتی ادعای اجماع بر آن شده است- حضانت به صرف رسیدن شخص به سن بلوغ پایان نمی یابد، بلکه برای سقوط حضانت تحقق رشد لازم است و تا رشد شخصی احراز نشده، حضانت پدر یا مادر یا شخص دیگر ادامه پیدا میکند.

قابل ذکر است که این نظر، هرچند که با در نظر گرفتن سن پایین بلوغ و اوضاع و احوال اجتماعی امروز مناسب تر می نماید،  با توجه به اینکه رشد در فقه و قانون مدنی مربوط به امور مالی است و نگهداری طفل یک امر غیر مالی میباشد،

قابل انتقال به نظر می رسد و شاید به همین جهت بعضی از فقهای معاصر اظهار نظر کرده اند که مدت حضانت با رسیدن به سن بلوغ (۹ سال در دختر و ۱۵ سال در پسر) خاتمه می یابد و پس از آن، فرزند هر یک از ابوین را که بخواهد برای زندگی با او انتخاب می‌کنند و این قول را به فقهای امامیه نسبت داده اند.

نصف کردن دارایی در ازدواج ( تنصیف دارایی )

بسیاری از افراد گمان می کنند که شرط نصف کردن دارایی در ازدواج فقط برای خارجیان مصداق دارد و در حقوق ایران ردی از آن نیست اما این قضاوت صحیح نمی باشد . در قرارداد عقد نکاح ( عقدنامه ) می توان نصف کردن دارایی در ازدواج را شرط نمود . از دیدگاه حقوقی و قراردادی ، ازدواج نیز مانند هر عقدی می‌تواند شروطی را در دل خود بگنجاند.
به عبارتی دیگر طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد را در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر قید کنند. این در حالی است که در حال حاضر در عقدنامه ها شروط چاپی مشخصی درج شده است، اما این بدان معنا نخواهد بود که امکان درج سایر شروط وجود نداشته باشد. یکی از این شروط مندرج در عقدنامه، شرط نصف کردن دارایی در ازدواج است که در ادامه به تشریح این شرط خواهیم پرداخت.

شرط نصف کردن دارایی در ازدواج

اجازه بدهید نصف کردن دارایی در ازدواج یا همان تنصیف دارایی را شرح دهیم ، چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نباشد، زوج مکلف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با زوجه به دست آورده یا معادل آن را  بصورت بلاعوض به زوجه منتقل کند.
این توضیح بدین معناست که هر مالی که شوهر از تاریخ وقوع عقد نکاح بدست آورده است در واقع میان او و همسرش مشترک محسوب می شوند و در زمان جدایی باید نصف این دارایی را بدون اینکه پولی در قبال آن دریافت کند به همسرش انتقال دهد . البته این مساله شروطی هم دارد یکی از این شروط این است که زن در انجام وظایف زناشویی خود تخلف نکرده باشد .

شرایط نصف کردن دارایی در ازدواج ( تنصیف دارایی )

در خصوص شرط نصف کردن دارایی در ازدواج یا همان تنصیف دارایی آگاهی از چند نکته حقوقی و قضایی ضروری است :
• زمانی زوجه می‌تواند از این شرط به نفع خود استفاده کند که طلاق صورت گرفته باشد، به عبارتی دیگر امکان الزام شوهر برای اجرای شرط موصوف پیش از درخواست طلاق ناشی از درخواست وی وجود نخواهد داشت.
• همانطور که در شرط آمده طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد. به عبارتی دیگر چنانچه سوء رفتار و سوء اخلاق زوجه موجب شده باشد تا زوج اقدام به طلاق وی کند شرط تنصیف دارایی محقق نخواهد شد.
• باید که حتما مرد متقاضی طلاق باشد، به عبارتی دیگر مطابق قانون طلاق به اراده مرد است. بنابراین چنانچه وی بخواهد از این حق قانونی خود استفاده کند، درست است که در واقع از قید و بند زندگی مشترک رهایی می یابد اما ناگزیر به تمکین از شرط تنصیف دارایی خواهد بود.
• ملاک ارزیابی اموال در شرط تنصیف دارایی تا نصف اموال یا معادل آن است. به عبارتی دیگر میزان و مبدا محاسبه نصف دارایی یا معادل آن، از کمترین اموال زوج تا سقف پنجاه درصد آن است.
• اینکه زوجه این امکان را نخواهد داشت تا هر مالی از زوج را برای خود و در راستای شرط موصوف مطالبه نماید، به عبارتی دیگر شرط تنصیف دارایی فقط مختص به دارایی است که در زمان زوجیت حاصل شده باشد، بنابراین اموالی را که زوج پیش از ازدواج داشته است و یا به وی ارث رسیده است را نمی توان در راستای اجرای شرط موصوف به زوجه داد.
• آخرین شرطی که باید وجود داشته باشد تا شرط تنصیف دارایی به نفع زوجه قابل اجرا باشد، موجود بودن اموال حین طلاق است. بنابراین شامل اموال از بین رفته اعم از تلف یا مفقود شده، نخواهد شد.
در جمع بندی باید بیان کرد، تنها در شرایطی که زن درخواست جدایی نداده باشد و همچنین از وظایف زناشویی خود تخلف نکرده باشد و رفتار و اخلاق ناشایست نیز نداشته باشد، این شرط قابلیت اجرا پیدا می‌کند.
از طرفی دیگر باید بیان کرد که احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است، لذا مرد همواره می‌تواند با اثبات و تحقق این امور اجرای شرط تنصیف را با مخاطره روبرو سازد.
با همکاری دپارتمان خانواده و دپارتمان قراردادها در اریکه عدل

حضانت طفل پس از فوت پدر و مادر

حضانت طفل بعد از فوت پدر و مادر در فقه

هرگاه پدر و مادر مرده یا فاقد شرایط لازم برای نگهداری طفل باشند، حضانت به عهده چه کسی خواهد بود؟ حتما می دانید که قوانین ما غالبا از فقه اقتباس شده است . در فقه امامیه اختلاف نظر در این مساله زیاد است و دو نظر زیر بیشتر در میان فقها پذیرفته شده است:

  • در صورت فقدان پدر و مادر، حضانت با جد پدری ( پدربزرگ طرف پدر) است زیرا او به منزله پدر است و به علاوه ولی قهری است پس باید در حضانت بر سایر خویشان مقدم شود.
  • در صورت فقدان پدر و مادر حضانت به خویشان نسبی با رعایت ترتیب ارث (الاقرب فالاقرب) ، (کسی که به طفل نزدیک تر باشد ) واگذار می شود و هرگاه در یک طبقه و درجه خویشان متعددی وجود داشته باشند، یکی از آنان، از طریق قرعه، برای نگهداری طفل تعیین خواهد شد.

هرگاه طفل قوم و خویشی که بتوان حضانت را به او واگذار کرد نداشته باشد، بنابر آنچه فقهای امامیه گفته اند، حاکم (قاضی دادگاه صالح ) باید شخصی را برای حضانت منصوب کند؛ در آخرین مرحله نگاهداری طفل واجب کفایی است، یعنی بر هر مسلمانی واجب است که از او نگاهداری نماید و اگر یکی این وظیفه را انجام دهد تکلیف از گردن دیگران ساقط خواهد شد.

بررسی موضوع در حقوقی مدنی

در حقوق جدید ایران، وضع حضانت طفل بعد از پدر و مادر روشن نشده است، لیکن از پاره ای مواد مندرج در قانون مدنی و قانون امور حسبی و با توجه به اصول کلی حقوقی می توان راه حلهایی به شرح زیر به دست داد:

پس از پدر و مادر حضانت با جد پدری ( پدربزرگ طرف پدر) طفل است، زیرا حقوق ایران او را ولی قهری و نماینده ی قانونی طفل قرارداده و اداره ی امور کودک را به او محول کرده است (مواد ۱۱۸۱ و ۱۸۳ ق.م.)، پس باید در حضانت بر دیگران مقدم شود. از ماده ی ۱۱۸۸ قانون مدنی نیز بر می آید که جد پدری نسبت به حضانت مولی علیه خود دارای حق و تکلیف است.

در صورت فقدان جد پدری باید حضانت را به وصی منصوب از طرف پدر یا جد پدری، در صورتی که چنین اختیاری به او داده شده باشد، در واقع ماده ی ۱۱۸۸ به این نکته تصریح کرده است. این ماده می گوید: «هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می باشند وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آنها مواظبت کرده و اموال آنها را اداره نماید».

اختیار جد پدری و وصی منصوب از طرف ولی قهری در امر حضانت از ماده ی ۷۳ قانون امور حسبی نیز قابل استنباط است.

هرگاه طفل نه پدر و مادر داشته باشد نه جد پدری و نه وصی منصوب، حضانت او با کیست؟

در حقوق امروز مبنا و مجوزی برای اینکه بتوان اقربای طفل را به ترتیب ارث به حضانت ملزم کرد وجود ندارد. لیکن به موجب ماده ی ۱۲۳۵ قانون مدنی «مواظبت شخص مولّی علیه و نمایندگی او در کلیه ی امور مربوط به اموال و حقوق مالی او با قیم است». از کلمات «مواظبت شخص» که در این ماده به کار رفته بر می آید که قیم علاوه بر اداره ی اموال عهده دار حضانت نیز هست، مگر اینکه مادر زنده بوده و صلاحیت نگاهداری طفل را داشته باشد، یا این امر به موجب تصمیم دادگاه به شخص دیگری محول شود که این شخص قیم بر حضانت به شمار خواهد آمد.

به طور کلی در هر یک از موارد مذکور دادگاه برابر قانون حمایت خانواده می تواند با رعایت مصلحت طفل حضانت را به شخص دیگری واگذار نماید.

عدم تمکین زن و حقوق زوج در این موقعیت

خیلی از آقایان ممکن است واژه تمکین و عدم تمکین زن به گوششان خورده باشد و با آن آشنا باشند اما تمکین چیست و به چه دردی می خورد ؟  کسانب که وارد زندگی مشترک می شوند به نوبه خود بیشتر با این اصطلاح حقوقی آشنا می شوند  ، نکته ای که باید متذکر شویم این است که تمکین موضوعی مختص به خانم هاست و نمی توان گفت فلان آقا تمکین نمی کند . دپارتمان خدمات خانواده موسسه حقوقی بین المللی اریکه عدل ، به عنوان نماینده اداره خانواده شرکت حقوقی دمیکو اسپانیا در ایران ، در این پست قصد دارد شما را با ماهیت حقوقی تمکین و انواع آن آشنا کند ، ما با همراه باشید :

عدم تمکین زن ، عدم تمکین زن زن تمکین نمی کند تمکین نکردن زن تمکین زن از مرد تمکین زن تمکین زوجه تمکین همسر عدم تمکین زن زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

تمکین زن

تمکین زوجه در کل به معنای متابعت زن از مرد است ، مطابق حقوق خانواده ما که بخش عمده آن در قانون مدنی دیکته شده است ، زمانی که زنی بوسیله عقد نکاح به زوجیت مردی در می آید ، باید از او متابعت و تمکین نماید . با عنایت به اینکه در مواد قانونی اشاره شده است که ریاست خانواده با مرد است موضوع تمکین بیشتر در ذهن متجلی میشود .

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

تمکین خاص و عام 

یکی از معانی تمکین زن ،  تمکین خاص است. تمکین به معنی خاص آن است که زن نزدیکی جنسی با شوهرش را به طور متعارف بپذیرد و جز در مواردی که مانع موجهی داشته باشد از برقراری رابطه ی جنسی با او سر باز نزند. البته این وظیفه ویژه ی زن نیست؛ شوهر نیز مکلف است حدود متعارف رابطه ی جنسی با زن داشته باشد و در غیر اینصورت بر خلاف وظیفه ی حسن معاشرت رفتار کرده است.

بنابراین وظیفه ی برقراری رابطه ی جنسی از تکالیف مشترک به شمار می آید. اما تمکین زن به معنی عام آن است که زن وظایف خود را نسبت به شوهر انجام دهد و از او در حدود قانون و عرف اطاعت کند و ریاست شوهر خود را در خانواده بپذیرد. پس اگر شوهر توقعات نامشروع یا نامتعارفی از زن  داشته باشد، زن مکلف به اطاعت از او نیست. مثلا اگر شوهر زن را از ادای فرائض مذهبی بازدارد، یا از زن بخواهد که اموالش را به او انتقال دهد، زن می تواند از اطاعت شوهر سر باز زند.

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

در حدود قواعد تمکین زوجه ، مرد می تواند رفت و آمد و مکاتبات زن را کنترل کند؛ لیکن این کنترل نباید از حدود متعارف خارج باشد. هرگاه مرد بر خلاف متعارف از از خروج زن از خانه و بازدید خویشان و دوستانش جلوگیری کند، رفتار او سوء معاشرت به شمار می آید. مقام ریاست خانواده برای مرد و وظیفه ی تمکین برای زن ایجاب می کند که هرگاه در امور خانواده و تربیت اولاد و معاشرتها و اعمال زن اختلاف نظری بین زن و مرد وجود داشته باشد، زن از نظر شوهر پیروی کند، مگر اینکه مجوز قانونی برای عدم اطاعت از شوهر وجود داشته باشد.

عدم تمکین زن در اصطلاح حقوقی نشوز و زنی که از شوهر اطاعت نمی کند ناشزه نامیده می شود. نشوز در لغت به معنای ارتفاع و بلند شدن و در اصطلاح حقوقی نافرمانی یکی از زوجین است. نافرمانی زوج و عدم ایفاء وظایف زناشویی از ناحیه او نیز در فقه اسلامی نشوز نامیده شده است. هرگاه نافرمانی و وظیفه نشناسی از هر دو طرف باشد، آن را شقاق نامیده اند. ولی در حقوق امروز نشوز را معمولا برای نافرمانی زن به کار می برند.

عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

ضمانت اجرای عدم تمکین زن

هرگاه زن تمکین نکند و ناشزه باشد، شوهر می تواند به دادگاه مراجعه کرده، الزام زن را به تمکین بخواهد. به نظر می رسد که حکم دادگاه به تمکین که در عمل دادگاه ها هم دیده می شود اشکالی ندارد؛ لیکن الزام مادی و فیزیکی زن به تمکین در مقام اجرای حکم دادگاه هم با شخصیت زن و حقوق مربوط به شخصیت وی منافات دارد و هم غیر عملی و بی فایده است. به علاوه زن در صورت عدم تمکین نمی تواند از شوهر مطالبه ی نفقه کند. ماده ی ۱۱۰۸ قانون مدنی در این زمینه مقرر می دارد: «هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود». بنابراین اگر زن مانع مشروع و عذر موجهی در عدم تمکین داشته باشد، حق وی نسبت به نفقه ساقط نخواهد شد. مثلا اگر زن به علت خطری که از جانب شوهر متوجه اوست از ماندن در خانه ی شوهر خودداری کند، یا به علت ابتلاء شوهر به امراض مقاربتی از نزدیکی با او امتناع نماید، این امتناع مانع حق نفقه نخواهد بود (ماده ی ۱۱۲۷ قانون مدنی).

نشوز شوهر یا عدم ایفاء وظایف زناشویی از جانب وی نیز دارای ضمانت اجرای حقوقی است و زن می تواند با مراجعه به دادگاه الزام شوهر را به انجام وظیفه درخواست نماید. به علاوه نشوز شوهر سوء معاشرت به شمار می آید و اگر از مصادیق عسر و حرج باشد، زن می تواند از دادگاه درخواست طلاق کند.

عدم تمکین زن  زن تمکین نمی کند  تمکین نکردن زن تمکین زن از مرد تمکین زن تمکین زوجه تمکین همسر عدم تمکین زن  زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه ، تمکین همسر ، عدم تمکین زن ، زن تمکین نمی کند ، تمکین نکردن زن ، تمکیت زن از مرد ، تمکین زن ، تمکین زوجه 

 

طریقه قانونی وصیت کردن

معمولا برداشت عمومی مردم از نهاد حقوقی وصیت صحیح نیست و تصور می کنند هر شخص اجازه دارد هر طور صلاح می داند اموال خود را وصیت کند. وکلای اریکه عدل در این پست به دلیل مبتلا به بودن موضوع و نیاز همگانی به بررسی طریقه قانونی وصیت نمودن می پردازند:

در کل ما دو نوع وصیت داریم :

  • وصیت تمکیلی که در آن شخصی مالی را به نام دیگری می کند.
  • وصیت عهدی که در آن شخص وصیت می کند که بعد از مرگش کار به خصوصی انجام شود مثل ادای نذر یا نگهداری از یک طفل یتیم.

در نوع وصیت عهدی قانون توصیه خاصی ندارد و هر کس به صلاحدید خویش به وصیت عهدی بپردازد. با این حال وصیت عهدی هم یک شرط دارد و آن تعلیق آن به فوت شخص وصیت کننده است. یعنی اینکه وصیت زمانی اعتبار پیدا می کند و عملی می شود که موصی (شخص وصیت کننده) فوت کند.

چگونه باید وصیت کنیم؟

هر کسی باید بداند که چطور وصیت کند، در غیر این صورت ممکن است قسمتی از وصیت باطل شود یا قدرت اجرایی نداشته باشد. همانطور که گفتیم اگر موضوع وصیت تملیک مال نباشد و شخص وصیت کننده بخواهد انجام کاری را توسط دیگران بعد از فوت خود وصیت کند ( وصیت عهدی)، کار زیاد مشکل نخواهد بود ولی اگر شخص بخواهد به طریق وصیت یک مال را به شخص دیگری تملیک کند باید یک سری شرایط و ضوابط رعایت شود.

در وصیت تملیکی اولین موضوعی که باید به آن اشاره شود میزان مالی است که می توان در خصوص آنها وصیت نمود تصور همگان این است که هر شخصی می تواند کل اموالش را وصیت نماید. اما در این جا باید بگویید که این یک تصور عرضی اشتباه است. مطابق قانون کشور ما افراد تنها می توانند یک سوم اموالشان را وصیت نمایند. بر این موضوع در ماده ۸۴۳ قانون مدنی تصریح شده است.

پس اولین نکته ای که در مسیر چگونه وصیت کردن باید در نظر داشته باشید این است که شما فقط می توانید یک سوم کل اموال خود را آزادانه وصیت کنید.

زمانی که می گویید آزادانه، یعنی اینکه می توانید این اموال را به نزدیکان، دوستان یا حتی اشخاص غریبه وصیت نمایید.

ماده ۸۴۳ قانون مدنی مصوب ۱۳۰۷

" وصیت به زیاده بر ثلث ترکه، نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بغض از وراث اجازه کند فقط نسبت به سهم او جایز است."

ترکه که همان اموال فرد مرحوم است که از اوی مانده است، اما منظور از نافذ نیست، چه می تواند باشد؟

اگر توجه بفرمایید در ادامه ماده قانونی آمده است : "مگر به اجازه وراثت" این به این معنی است که اگر ورثه شما موافق باشند شما می توانید کل اموال را وصیت کنید و در وصیت کردن قاعده "یک سوم" را نادیده بگیرید.

اگر ورثه، وصیت نامه شما را امضا کنند این موضوع می تواند دال بر رضایت و موافقت آنها باشد علاوه بر این ها لازم نیست همه آنها موافقت کنند یعنی اگر حتی یکی از ورثه شما با وصیت کامل شما موافقت کند، وصیت شما نسبت به سهم همان وراث معتبر خواهد بود.

ضرورت موافقت موصی له

تا اینجا با یکی از مهم ترین اصول طریقه قانونی وصیت کردن آشنا شدید، نکته بعدی که به بحث و بررسی آن خواهید پرداخت ضرورت موافقت و پذیرش از سوی وصیت موصی له است.

نگران نباشید هنوز همه سر قول خودمان در مورد ساده سازی مطالب حقوقی هستیم. موصی له کیست؟ موصی له یکی از طرفین عقد وصیت است که به نفع او وصیت می شود. اگر شما وصیت کنید که خانه شما به همسر شما برسد، همسر شما می شود همان موصی له.

بر خلاف وصیت عهدی در وصیت تملیکی، موصی له می تواند موضوع وصیت را بپذیرد یا آن را رد کند همچنین می تواند موضوع بخشی از آن را قبول کند و بخش دیگر را رد کند.

بنابراین در نظر داشته باشید به جهت اینکه وصیت تملیکی شما به طور کامل اجرا شود علاوه بر قاعده یک سوم، اشخاصی که به نفع آنها وصیت نموده اید باید آن مال مورد وصیت را بپذیرند. ماده قانونی آن هم ماده ۸۲۷ قانون مدنی است که می گوید:

"تملیک به موجب وصیت محقق نمی شود مگر با قبول موصی له پس از فوت موصی"

رجوع کردن از وصیت

ممکن است این سوال برایتان پیش آید که بعد از وصیت کردن امکان این وجود دارد که از تصمیم خود برگردید یا خیر.

همانطور که قبلا ذکر شد وصیت فقط بعد از فوت وصیت کننده نهایی و قابل اجرایی باشه پس حتی اگر قبل از فوت شما که وصیت کرده اید افرادی که وصیت به نفع آنها شده است وصیت را قبول کنند، باز هم شما می توانید تصمیم خود را تغییر بدهید و حتی کل وصیت را الغاء نمایید.

وضعیت محروم کردن از ارث

در رسانه ها و عرف بسیار دیده شده است که پدری به فرزند خود می گوید از ارث محرومت می کنم و ... سوال اینجاست که آیا این کار طبق قوانین و مقررات موجود ممکن است یا خیر؟

برای پاسخ به این سوال بایستی

 بدانید که قوانین مرتبط با ارث از جمله قوانین امری است و افراد نمی توانند بر خلاف آن تصمیم بگیرند یا توافق کنند. قانون به صراحت می گوید که ارث بردن حق مسلم وارثین است و با توجه به امری بودن این قوانین هیچ کسی حتی خود مورث (کسی که اموالش به فرزندان و نزدیکان به ارث می رسد) اجازه ندارد بر خلاف آن تصمیم گیری کند.

بنابراین باید بدانید که محرومیت از ارث محمل قانونی نداشته و هیچ شخصی نمی تواند وارث خود را از ارث محروم کند.

نکات نهایی در خصوص وصیت کردن

حال که اطلاعات مفید،و مختصری در خصوص طریقه قانونی وصیت کردن بدست آورده اید، می توانید با خیالی راحت وصیت نمایید و اوضاع اموالتان را حتی بعد از فوت نیز مدیریت نمایید.

در نوشتن وصیت خود حتما از کمک و مشاوره وکیل دادگستری بهره جویید، قاعده ثلث اموال یا همان یک سوم را در نظر داشته باشید و اگر پیش بینی می کنید که ورثه شما با وصیت کردن بیشتر از یک سوم موافقت نمی کنند، همان یک سوم اموال را به بهترین شکل ممکن به اهدافتان اختصاص دهید.

حواستان به موضوع پذیرش موصی له بعد از فوت نیز باشد و به این منظور هماهنگی های لازم را انجام دهید.

بهتر است وصیت نامه خود را در حضور وکیل دادگستری تنظیم نمایید و در حد امکان وکیل را مسئول اجرای مفاد وصیت نامه قرار دهید.

نحوه ارث بردن زن از اموال مرد

یکی از حقوق مسلم زنان در جامعه ما ارث بردن از شوهر خود است. خیلی ها شاید بخواهند بدانند اگر شوهرشان به رحمت خدا برود تکلیف ارث و میراث او چه می شود. چقدر به زن ارث می رسد و چگونه ؛ در این پست به نحوه ارث بردن زن از اموال مرد می پردازیم :

میزان ارث زن را چه عواملی مشخص می کند ؟

در حقوق در حقوق کشور ما مسائل ارث و میراث در حیطه حقوق مدنی می گنجد. پس شما اگر بخواهید مواد قانونی مرتبط با ارث را مطالعه کنید باید به قانون مدنی مراجعه کنید. شاید برایتان جالب باشد که قانون مدنی ما اکثرا در فقه اسلامی اخذ شده است از جمله همین مسائل ارث زن یا زوجه که از فقه استخراج شده است. حال که با منبع و ماخذ حقوق ارثمان آشنا شدیم بریم سراغ مواد قانونی. مطابق ماده ۹۴۶ قانون مدنی « زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد و زوجه در صورت فرزند دار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیر منقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق می باشد».

ارث زن از اموال مرد چگونه تعیین می شود ؟

اگر از ماده قانونی بالا چیزی دستگیرتان نشده نگران نباشید، وکلای اریکه عدل موضوع را برای شما ساده سازی کرده اند. اجازه بدهید ماده بالا را با هم تشریح کنیم. بخش اول ماده می گوید زوج از تمام اموال زوجه ارث می برد... معنی این جمله این است که در یک خانواده اگر زن فوت شود مرد از همه اموال او ارث می برد و در این حالت تفکیکی میان اموال قائل نمی شوند. این در حالی ست که در بخش دوم سهم زن از میراث مرد به شرح زیر تعیین شده است : ابتدا از نظر نوع اموال بررسی می کنیم: زمانی که می خواهند ارث زن را به او بدهند اموال را به دو دسته تقسیم می کنند اموال غیر منقول و اموال منقول. برای آگاهی از تعریف اموال منقول و اموال غیر منقول به اینجا مراجعه نمایید. بخش دوم ماده ۹۴۶ می گوید زن از عین اموال منقول ارث می برد پس در اینجا استثنایی نیست و زن هم مثل بقیه ورثه ارث می برد. حال قضیه عین چیست ؟ اگر بخواهیم بسیار ساده قابل درک توضیح دهیم منظور از عین یک مال خود آن مال است. مثلا یک ماشین خود آن ماشین است و عین یک خانه خود آن خانه به عبارت دیگر منظور فیزیک مال است.

وقتی می گویید زن از عین ارث می برد منظورمان این است که مثلا اگر یک ماشین (مال منقول) از شوهر به جا مانده، زن مالک بخشی از خود ماشین می شود. در اموال غیر منقول داستان قدری متفاوت است. ماده قانونی می گوید زن از قیمت اموال غیر منقول ارث می برد، سابقا می گفتند زن فقط از هوایی ارث می برد و از زمینی ارث نمی برد، درخت هوایی است، ساختمان هوایی است و... قانون برای لفظ هوایی از اعیان و برای لفظ زمینی از لفظ عرصه استفاده می کند. در اصطلاحات سال ۱۳۸۸این قاعده اصلاح شد و اکنون زن هم از هوایی(اعیانی) و هم از زمینی(عرصه) ارث می برد منتها نه از خودمان بلکه از قیمت آن.

ارث بردن از قیمت به این معناست که ابتدا قیمت کا اموال غیر منقول (هوایی و زمینی) را محاسبه می کنند و سپس سهم زن را از آن جدا می کنند. زن در خود مال شریک نمی شود. فقط اگر بقیه بچه ها و وارث سهم زن را از قیمت مال ندهند زن می تواند با کمک دادگاه با شریک شدن در مال حقش را بگیرد.

حال برویم سراغ مقدار سهم زوجه، قانون به صراحت می گوید اگر شوهر فرزند داشته باشد سهم زن یک هشتم و اگر فرزند نداشته باشد سهم زن یک چهارم است حالا فرقی نمی کند این فرزندان دختر باشند یا پسر، حتی ممکن است این فرزندان از زن دیگر مرد باشند. یعنی اگر مرد ازدواج مجدد کرده باشد و از آن زن فرزند داشته باشد در محاسبه سهم زن اول باز هم مطابق قاعده فرزند دار بودن مرد عمل می شود.

امیدواریم نوشته فوق پاسخگوی سوالات و ابهامات شما عزیزان باشد. جهت بیان هرگونه سوال مرتبط می توانید از فرم پرسش و پاسخ انتهای صفحه استفاده نمایید.

پرسش و پاسخ در خصوص ارث و ورثه 

شما عزیزان می توانید به مراجعه به بخش مشاوره حقوقی آنلاین پرسش و پاسخهای مرتبط با ارث و ورثه را مشاهده فرمایید . اگر سوالی دارید و پاسخ آن را در بخش پرسش و پاسخ مربوطه نیافته اید ، می توانید  سوال خود را با استفاده از گزینه طرح سوال جدید در دسته بندی دپارتمان خانواده>ارث و ورثه درج نمایید . همکاران متخصص ما در این بخش با کمال میل در اسرع وقت پاسخ شما را خواهند داد . همچنین پاسخ سوالات شما به منظور استفاده سایر عزیزان در ذیل همان صفحه درج خواهد گردید.

دیه مرد و ارث زن از آن

سؤال دیه مرد و ارث زن از آن

آیا دیه متوفی جزء ماترک محسوب می شود و اصولا مهریه زوجه متوفی از دیه مزبور قابل پرداخت می باشد یا خیر؟

متن پاسخ  دیه مرد و ارث زن از آن
مطابق فتاوی مشهور فقیهان امامیه :
۱ ـ دیه در حکم مال مقتول و ترکه وی محسوب می شود خواه قتل عمد بوده و مصالحه بر دیه شده باشدیا قتل شبه عمد و خطایی باشد.
۲ ـ از آن جا که دیه مقتول جزء ماترک او محسوب می شود، از محل دیه ابتدا دیون متوفی پرداخت می شود و به وصایای وی مطابق موازین عمل می شود و باقیمانده آن بین همه ورثه بر اساس سهم الارث ،تقسیم می شود و همه ورثه نسبی و سببی حتی زوجین از آن ارث می برند.
۳ ـ مهریه مانند سایر دیون و همردیف آن ها است و باید از اصل ترکه پرداخت شود.
بنابراین ، در فرض سؤال ، مهریه زوجه شخص متوفی (اگر در زمان حیات متوفی پرداخت نشده باشد)همانند سایر دیون متوفی از محل دیه مزبور، قابل پرداخت و بلکه لازم به پرداخت است و اگر از دیه چیزی باقی بماند، بین ورثه از جمله خود زوجه بر اساس مقررات ارث تقسیم خواهد شد.

سؤال  دیه مرد و ارث زن از آن
آیا دیه مقتول جزء ماترک و دارایی اوست و آیا تقسیم آن بین ورثه همچون قانون ارث است ؟
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
تمام وارثان نسبی و سببی از دیه ارث می برند، مگر متقربان به مادر مانند برادر و خواهر مادری .

سؤال  دیه مرد و ارث زن از آن
شخصی که در اثر تصادف فوت نموده دارای پدر و مادر و زوجه دائمی می باشد در صورت پرداخت دیه به وسیله شرکت بیمه یا غیره آیا زوجه هم حقی از دیه دارد و در صورت ذی حق بودن چند یک از دیه را می برد؟

آیت الله العظمی حسین نوری همدانی  دیه مرد و ارث زن از آن
دیه هم مثل سایر اموال میت است و زوجه از آن ارث می برد و سهم زوجه اگر میت اولاد ندارد یک چهارم از کل مال بعد از دین و وصیت است .

سؤال  دیه مرد و ارث زن از آن
اینجانب با شخصی ازدواج کردم و بعد از ازدواج ، همسرم مخارج زندگی مرا با دیگر برادرانش مجزا نمود و همین امر موجب خشم آنان گردید و مرتب مزاحم ما می شدند و حتی مرا تهدید به قتل نمودند، لذا من با اطلاع همسرم با فرزندانم به خانه پدرم رفتم . بالاخره برادران به تفاهم نرسیدند تااین که روزی همسرم ، فرزندانش را با خود برد، اما متأسفانه با خوراندن سم به فرزندان ، آنان رامی کشد و خود نیز با خوردن سم ، بعد از سه روز جان سپرد، علمای شهرمان درباره کیفیت ارث بردن من ، نظراتی داده اند، تمنا دارم نظر خود را بیان فرمایید.

آیت الله العظمی سید روح الله خمینی (ره ) دیه مرد و ارث زن از آن
اول دیون میت از ترکه خارج و به صاحبانش می رسد و مهر زن از دیون است و همچنین دیه بچه ها که به مادرشان می رسد و چنانچه از ترکه چیزی باقی ماند ربع آن به تفصیلی که در رساله آمده به زن می رسد و بقیه راسایر ورثه ارث می برند.۶

سؤال
پسر اینجانب بر اثر تصادف از دنیا رفته است و همسرش مبلغ ده هزار تومان به عنوان مهریه وهشت یک از فدوی گرفته است و این پسر متوفی دارای یک پسر هیجده ماهه است و زنش حامله است وعمارت پسرم را تصرف نموده و صغیر هم ندارد; عروسم این ده هزار تومان را از خون بهای پسرم گرفته است ، آیا در این مورد، مهریه و هشت یک به عروسم می رسد یا نه ؟

آیت الله العظمی سید روح الله خمینی (ره )  دیه مرد و ارث زن از آن
بعد از ادای دیون متوفی که از جمله آن مهریه زوجه است ، بقیه ترکه به همه ورثه می رسد و زن از زمین ارث نمی برد و از قیمت ساختمان ارث می برد و حمل از ورثه محسوب است به شرط آن که زنده به دنیا بیاید وچنانچه ده هزار تومان به عنوان دیه داده شده به همه ورثه می رسد.

سؤال   دیه مرد و ارث زن از آن
آیا با توجه به این که تمام درآمد شوهرم از تهران برای پدر و مادرش ارسال می شد، حقیرمی توانم از خانواده شوهر مهریه را مطالبه کنم ؟ به چه میزان ، مهریه کامل یا نصف آن ؟

آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی  دیه مرد و ارث زن از آن
از خانواده شوهر نمی توانید مهریه طلب کنید ولی از ماترک میت که از جمله آن ها دیه است می توانید تمام مهریه خود را مطالبه نمایید و بر ورثه او واجب است که مهریه زوجه او را مانند سایر دیون متوفی از ماترک اوبپردازند. والله العالم

منع اشتغال زنان توسط شوهر

منع اشتغال زنان توسط شوهر

زنان پس از قبول ازدواج ، آزادی خود را تاحدی از دست می دهند. به موجب ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی : شوهر می تواند زن خود ا از حرفه و یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند. حالا سوالی که ممکن است مطرح شود این است که چگونه میتوان مصالح خانوادگی یا حیثیات زن و مرد را تشخصی داد ؟ این امر بر حسب زمان و مکان و وضع خانواده تفاوت می کند و تشخیص آن با عرف است و دادرسی در این خصوص باید به عرف رجوع کند. منع اشتغال زنان توسط شوهر

منع اشتغال زن توسط شوهر ، اشتغال زنان ، حقوق زنان

مخالفت مرد با اشتغال زنان

آیا شوهر می تواند این کار را بدون حکم دادگاه انجام دهد ؟ آیا می تواند به محل کار زن برود و عملا وی را از اشتغال منع کند ؟ منع اشتغال زنان توسط شوهر

پاسخ منفی است ! ماده ۱۸ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ که هنوز به قوت خود باقی است در مقام حمایت از زنان تصریح می کند : منع اشتغال زنان توسط شوهر

ماده ۱۸ ـ شوهر میتواند با تایید دادگاه زن خود را از اشتغال به هرشغلی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد منع‌کند. زن نیز می‌تواند از دادگاه چنین تقاضایی را بنماید. دادگاه در صورتی که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل مذکور منع می‌کند.

ملاحظه می فرمایید که مرد برای مخالفت احتیاج به حکم دادگاه دارد .پس تا اینجا خانمها خیالشان راحت باشد ! کارفرما هم نمیتواند به صرف مخالفت شوهرتان مانع کار شما شود ، حکم دادگاه حتما باید موجود باشد . منع اشتغال زنان توسط شوهر

حلا ممکن است بعضی خانمها فکر شیطنت به سرشان بزند و بخواهند از بخش اخیر ماده سوء استفاده کنند یعنی آقای شوهر را از کارش منع کنند ! باید بگوییم که این حق خانمها هم محدود به این است که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود ! پس همینطوری بدون مقدمه نمی توانید نگذارید شوهرتان به سر کار برود ! اما اگر شغل ایشان نامشروع است (مانند قاچاق مواد یا قوادی ) اصلا بحثی در آن نیست و می توانید ایشان را منع کنید. منع ازشتغال زنان توسط شوهر

قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳

پرسش و پاسخ در خصوص حقوق زنان و اشتغال آنها

شما هم می توانید با مراجعه به بخش مشاوره حقوقی آنلاین و درج دسته بندی دپارتمان خانواده>حقوق زنان سوال خود را مطرح کنید . وکلای اریکه عدل در اسرع وقت پاسخگو خواهند بود .

 

ازدواج مجدد مرد و حقوق همسرش در این موقعیت

در این مقاله دپارتمان خانواده موسسه حقوقی اریکه عدل قصد دارد موضوع ازدواج مجدد مرد ها یا همان ازدواج شوهر بدون رضایت همسر  را بررسی نماید علاوه بر این حقوق همسر مردانی که به ازدواج مجدد اقدام میکنند ، شرح داده خواهد شد ، اگر می خواهید در خصوص قانونی بودن یا نبودن ازدواج مجدد مرد ها ، ازدواج شوهر بدون رضایت همسر  و اینکه همسرانشان در این موقعیت چه حقوقی دارند و چه اقداماتی می توانند انجام بدهند بیشتر بدانید ، شما را به مطالعه این مقاله دعوت می کنیم .

 

نصف کردن دارایی در ازدواج ، تنصیف دارایی ، شرط نصف شدن دارایی شوهر ، تقسیم کردن دارایی شوهر

آیا مرد می تواند با وجود داشتن همسر دائم اقدام به ازدواج مجدد نماید یا نه؟ آیا مرد می تواند دوباره ازدواج کند آن هم بدون اجازه همسر سابقش ؟ شرایط مورد قبول برای اذن در ازدواج مجدد چیست ؟ اگر مرد اقدام به نکاح مجدد کند برای او چه عواقبی دارد؟ و اینکه خانم ها در مقابل ازدواج مجدد همسرشان از چه حقوقی برخوردارند و چه اقدامات قانونی را می توانند انجام دهند؟ آیا می توانند بخاطر ازدواج مجدد همسرشان علیه او شکایت کنند؟ یا اینکه مردها آزادانه می توانند چهار زن دائم و بی نهایت زن صیغه ای اختیار کنند بدون اینکه خانم ها از حداقل حقوقی برخوردار باشند؟

این قبیل سوالات از پرسش های متداول و روزمره مردم جامعه است که در این پست قصد داریم به تمامی آنها پاسخ مناسب بدهیم.

موارد مجاز ازدواج مجدد مرد

مطابق ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مرد نمی‌تواند با داشتن زن ، همسر دوم اختیار کند مگر در موارد زیر:

۱ ـ رضایت همسر اول.

۲ ـ عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی.

۳ ـ عدم تمکین زن از شوهر.

۴ ـ ابتلاء زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج

۵ ـ محکومیت زن به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر

۶ ـ ابتلاء زن به‌هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی زناشویی را غیر ممکن سازد.

۷ ـ ترک زندگی خانوادگی از طرف زن.

۸ ـ عقیم بودن زن.

۹ ـ مفقودالاثر شدن زن .

همانطور که ملاحظه نمودید ازدواج مجدد مرد و به طور کلی ازدواج شوهر بدون رضایت همسر  مجاز نیست و مرد نمی تواند خودسرانه و بدون کسب اجازه از دادگاه و صرفاً با این استدلال که می تواند چهار همسر دائم اختیار کند ، مبادرت به ازدواج دوم نماید. بنابراین اگر شوهر ، به یکی از دلایل ۹ گانه فوق ، متقاضی ازدواج مجدد باشد باید دادخواستی به خواسته صدور حکم بر امکان ازدواج مجدد به طرفیت همسر اول خود طرح نماید. دادگاه نیز در جلسه رسیدگی زوجین را دعوت نموده و دلایل هر دو طرف را استماع و بررسی می نماید. اگر دلایل زوج که باید مبتنی بر ۹ بند مندرج در ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده باشد ، مستدل و مستحکم تشخیص داده شود در این صورت دادگاه با صدور حکمی اجازه به ازدواج مجدد مرد با وجود داشتن همسر اول می دهد.

حقوق همسر در فرض ازدواج مجدد مرد

اما همانگونه که خوانندگان محترم وبسایت نیز مطلع هستند در اکثر مواقع مردانی که به ازدواج مجدد روی می آورند بدون کسب اجازه از دادگاه اقدام به این عمل می نمایند و ازدواج شوهر بدون رضایت همسر اتفاق می افتد . در این حالت چه تبعات حقوقی برای زوجین متصور است؟

در ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ بیان شده بود که ‌هرگاه مردی با داشتن همسر ، بدون تحصیل اجازه از دادگاه ، مبادرت به ازدواج مجدد نماید به حبس از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. حتی عاقد و سردفتر ازدواج و زن دومی که عالم به ازدواج سابق مرد باشند نیز به همین مجازات شش ماه تا یک سال حبس محکوم می شدند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ شورای محترم نگهبان کلیه قوانین و مقررات مغایر باشرع را ملغی اعلام کرد. و در نظریه ای که در سال ۱۳۶۳ تصویب نمود صراحتاً مجازات مندرج در ماده ۱۷ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ را غیر شرعی اعلام کرد. بنابراین در حال حاضر مردی که بدون اذن از دادگاه یا از همسر اولش زوجه دیگری اختیار کند برای او و عاقدی که دو طرف را عقد می نماید و همچنین برای زن دومش هیچ مجازاتی متصور نیست. و اگر خانمی به خاطر ازدواج دوم شوهرش به دادسرا یا کلانتری مراجعه نماید و شکایت کیفری علیه شوهرش مطرح نماید با قرار منع تعقیب دادسرا مواجه می شود چرا که عمل شوهر یا عاقد یا همسر دوم هیچکدام جرم نمی باشد.

ولی این بدین معنی نیست که در صورت ازدواج دوم آقایان ، خانم ها از هیچ حقی برخوردار نباشند.

طبق ماده ۶۴۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ ثبت واقعه ازدواج دائم اجباری است. چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی مبادرت به ازدواج دائم نماید به مجازات حبس تا یکسال محکوم می گردد . بنابراین اگر مردی بدون تحصیل اجازه از دادگاه یا همسر اولش با خانم دیگری ازدواج دائم نماید و این ازدواج دوم را در هیچ یک از دفاتر رسمی ثبت ازدواج به ثبت نرساند مرتکب جرمی شده است که مجازات آن تا یک سال حبس می باشد. البته این مجازات منحصراً مربوط به ازدواج دائم است و شامل نکاح موقت نمی شود.

از سوی دیگر یکی از ۱۲ شرط ضمن عقدی که زوجین در هنگام اجرای صیغه عقد امضاء می نمایند و در سند رسمی نکاحیه نیز درج می شود این است که اگر مردی بدون رضایت همسر اولش یا بدون اذن از طرف دادگاه ازدواج مجدد نماید زن از طرف شوهر وکالت خواهد داشت که از شوهرش طلاق بگیرد. همچنین اگر زوج با کسب اذن از دادگاه برای دومین بار ازدواج نماید ولی نسبت به همسرانش اجرای عدالت ننماید باز هم زوجه حق طلاق خواهد داشت.

طلاق حقی است که متعلق به مرد می باشد. تحت شرایطی زن این حق را پیدا خواهد کرد که به وکالت از مرد ، طلاق بگیرد. در چنین شرایط بر خلاف سایر طلاق های توافقی که خانمها برای اینکه همسر خود را راضی به طلاق کنند مجبور به بخشش کل یا بخشی از مهریه می شوند ، در صورتی که این وکالت در طلاق ، در سند عقدنامه تصریح شده باشد علاوه برا ینکه زن می تواند حکم طلاق از دادگاه کسب کند ، بلکه می تواند مهریه خود را بدون آنکه ببخشد ، از همسرش مطالبه نماید.